خوش آمدید
آمار کاربران
نظر شما در مورد سایت؟

خوب
خیلی خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 2
نظرات : 0
نظرسنجی

حقوق: حق الله 4

حقوق امام سجاد (حق الله4)


سه شنبه 3 ارديبهشت 1392 - 19:31:03

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

در دنباله بحث حق الله به موضوع اخلاص می رسیم . انسان های آزاده خداوند را عبادت می کنند و از این عبادت خود چشم داشتی ندارند ، نه برای بهشت و نه برای نعمت های آن ،خدا را عبادت می کنند چون شایسته عبادت است ، زیرا حمد مخصوص خداوند است .در آیه 82و 83 سوره ص آمده است که شیطان ابراز نا توانی از گمراه کردن مخلَصین می کند . بنا بر این ، دوری از وسوسه های شیطان ، جز با عبادت خالص ممکن نیست . خداوند در سوره بینه آیه 5 می فرماید : شما مامور شده اید که خدا را خالصانه عبادت و اطاعت کنید . خلوص ، متاعی است که اگر کمترین غشی در آن پیدا شود ، خود را نشان می دهد . لقمان به فرزندش می فرماید :اخلص العمل فان الناقد بصیر .(اختصاص ص341) عملت را خالص کن که بررسی کننده اعمال بسیار بیناست. اخلاص دو آفت دارد ، یکی عجب ، دیگری ریا .  عجب یعنی خود را بزرگ دیدن وشایسته و وارسته دانستن ، که با اخلاص درعبادت در تضاد است .امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق یکی از کمالاتی که از خدا می خواهد این است کهخدایا مرا توفیق ده تا مطیع و فرمان بردار تو باشم و عبادت مرا با عجب فاسد مکن .(صحیفه سجادیه ص110 دعای بیستم)

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

حقوق: حق الله 5

حقوق امام سجاد (حق الله 5)


جمعه 13 ارديبهشت 1392 - 08:31:50

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

در بحث حق الله گفته شد که باید اخلاص در عمل باشد و هیچ راه دیگری ندارد .اما وقتی بررسی می شود معلوم می شود که اخلاص هم آفت هایی دارد . آفت اول عجب و آفت دوم ریا .عجب یعنی خود را بزرگ دیدن!شایسته و وارسته دانستن ، که با اخلاص در عبادت در تضاد است . امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق یکی از کمالاتی که از خدا می خواهد این است که :خدایا ! وعبدنی لک ولا تفسد عبادتی بالعجب ، مرا توفیق ده تا مطیع و فرمانبردار تو باشم و عبادت مرا فاسد مکن .(صحیفه سجادیه ص110 دعای بیستم)اما عجب مراحل دارد :گام اول فراموشی اعمال زشت و گناهان .با فراموشی گناهان دیگر تلاشی برای جبران آنها صورت نمی گیرد. گام دوم :خود باوری ، خود پسندی که خود نوعی تکبر است .(این خود باوری با آن که در روانشناسی مطرح می شود فرق دارد ).آفت دوم ریا است . (ریا در عبادت).ریا عملی است که انسان به وسیله آن خواهان فراهم کردن جاه و مقام ، در نظر مردم است .این رذیله اخلاقی هم ، مثل عجب تفاوت ماهوی با عبادت دارد . چون ماهیت عبادت ،انجام عمل خالص برای ذات ذوالجلال حق تعالی است .خداوند( در سوره نساء 142)ریاء را نشانه نفاق دانسته است و در سوره ماعون هم فرموده وای بر آنان .می ماند عبادت حقیقی که وقتی می خواهند تیر را از پای امام خارج کنند زمان نماز خواندنش را انتخاب می کنند که ارتباط با دنیا را قطع کرده است.البته این کار از ما بر نمی آید ولی باید تلاش کنیم که افکار باطل را دور کنیم .آنهم انشاءالله در مقالات آزاد باز از قول امام سجاد خواهیم گفت .(برگرفته از کتاب آیت الله یثربی)

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان:آری چنین بود.

آری چنین بود


دوشنبه 9 بهمن 1391 - 15:00:01

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0


مردی که تازه مسلمان شده بود  نزد پیامبر آمد و عرض کرد که گناه کار است و عذاب وجدان گرفته است و از عقوبت خطاهایش وحشت داشت .پیامبر فرمود بگو چه کرده ای و توبه کن .آن مرد گفت :  خداوند به من  دوازده دختر داد و من همه را زنده بگور کردم ، وقتی همسرم برای بار سیزدهم حامله شد من به مسافرت رفتم  وقتی باز گشتم دختری در خانه ما بود گفتم این بچه از کیست؟ همسرم گفت بچه همسایه است. بچه زیبا و با محبتی بود با او بازی کردم و او بمن علاقه نشان داد .مدتی گذ شت من متعجب بودم که چرا این دختر بچه  منزل خود نمی رود ، یا چرا والدینش از او خبری نمیگیرند .همسرم وقتی دید باین دختر علاقه مند شده ام گفت این فرزند خودمان است ، من از ترس این که مبادا باو آزار برسانی  مجبور شدم دروغ بگویم .من آن شب را با کمال ناراحتی خوابیدم ،گاهی بخواب می رفتم و گاهی بیدار می شدم نزد یک صبح ، از بستر برخاستم و کنار بستر دخترک رفتم در کنار مادرش به خواب رفته بود او را بیرون کشیدم و بیدارش کردم و گفتم همراه من به نخلستان بیا . او بد نبال من حرکت می کرد تا به نخلستان رسیدیم .من شروع به کندن حفره ای می کردم و او کمک می کرد که خاک را بیروم آورم ، هنگامی که حفره تمام شد من زیر بغل او را گرفتم و وسط حفره گذاشتم. سپس دست چپم را روی کتف او گذاشتم که بیرون نیاید و با دست راست خاک بر او می ریختم . او پیوسته دست و پا می زد و مظلومانه فریاد می کشید با من چه می کنی؟ در این هنگام مقداری خاک بر روی ریش های من ریخت ، او دست هایش را دراز کرد و خاک را از صورت من پاک نمود ، ولی من همچنان خاک می ریختم تا آخرین ناله هایش در زیر قشر عظیمی از خاک محو شد. پیامبر که در طول این مدت آرام آرام اشک می‌ریخت روی از او بر گرداند و فرمود روز بدی در پیش داری سپس فرمود: مَن لا یَرحَم لا یُرحَم. ( کسی که رحم نکند باو رحم نمی شود.)( القران یواکب الدهر ج 2 ص 214 ) ( جاهلیت و اسلام ص 632 ).

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

رحمه للعالمین

لطف پیامبر


پنجشنبه 15 فروردين 1392 - 19:27:01

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

نقل می کنند : زمانی رسول خدا از جایی عبور می کردند، شتری را دیدند  در عین حالی که زانوی او را بسته بودند که نرود و ایستاده بود ،بر پشتش بار بود ! (یعنی فعلا که جایی نمی خواهند بروند هم با بار ایستاده ) پیامبر پرسیدند :صاحب او کجاست ؟ به او بگویید که خودش را برای شکایت این شتر در روز قیامت آماده کند ! کتاب من لا یحضر ه الفقیه ج2 ص 292.
دین محبت و مهربانی ،حتی به حیوانات. رسول خداوند در طول زندگی، به مسایل به ظاهر کوچک هم توجه می کردند. دلیل هم این بود که او قلبی رئوف و دلی نرم داشتند. درحالی که رهبر جامعه بودند و مسائل کلان و مشکلات ذهن همه را مشغول می کرد، این باعث نمی شد که توجهش به موضوعات کوچک نباشد .
کاری کنیم تا به ما هم نظری بکند .

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 8

بانوی خوشبخت (8)


يكشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 19:09:43

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

از سفینه البحار : و اینکه آنها (معصومین سلام الله علیهم )علم را بزرگ می شمارند.
حسن بن علی علیهما السلام همیشه در محضر رسول خدا حاضر می شد ، در حالیکه شش ساله بود وقتی پیامبر آیات نازل شده را بر مردم می خواند او گوش می کرد و بعد نزد مادرش می آمد ، کنار او می نشست و همه ی وحی را برای مادرش بازگو می کرد . هرگاه علی (ع) می آمد می دید حضرت زهرا آیات جدید را می داند یکبار سوال کرد چگونه اینها را می دانی حضرت زهرا می فرمود از پسرت حسن (ع) . یک روز حضرت علی (ع) وقتی بمنزل آمد مخفی شد تا حسن او را نبیند . بعد حسن (ع) داخل شد و خواست وحی شنیده را برای مادرش بازگو کند اما نتوانست گوئی زبانش سنگین شده بود . مادرش تعجب کرد . حسن (ع) گفت : مادر :بزرگتری به حرف من گوش می دهد و این موضوع باعث شده نتوانم ادامه دهم . پس علی (ع) خارج شد و او را بوسید . مستدرک عوالم ص 273 ج11 ترجمه بحرانی
این نشانگر این موضوع است که حضرت زهرا از نظر تربیتی بر فرزندان احاطه داشت به آنها یاد داده بود که هر اتفاقی را که در خارج از خانه مشاهده می کنند در منزل بازگو کنند. این تخلیه اطلاعاتی است .وقتی بچه همه ی موضوعات دیده و شنیده شده را برای مادر تعریف کند چند نتیجه دارد :1- با مادر دوست است . 2- مادر می داند اطراف فرزندش چه اتفاقاتی افتاده . 3- با زبان کودکی خوب ها و بدها را از هم جدا کرده و قدرت تشخیص را به بچه یاد می دهد . 4- بچه همدمی دارد که به حرفهایش گوش می دهد بنابراین احساس کمبود نمی کند که مجبور باشد کسی غیر از مادر را برای شنیدن انتخاب کند . ما باید یادمان باشد بهترین دوست مادر است .

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 9

 

 

بانوی خوشبخت (9)

 سه شنبه 28 خرداد 1392 - 18:31:26

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

ام سلمه رضی الله عنها می گوید :روزی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در خانه من بود . خادم منزل گفت :یا رسول الله ! همانا علی و فاطمه علیهما سلام دم در ایستاده اند ! پیامبر به من گفت بر خیز و به استقبال از خانواده من برو ، ام سلمه گفت من به استقبال آنها از جا برخاستم و بطرف در رفتم در این همگام علی و فاطمه و دو فرزند آنها وارد شدند . در حالی که فرزندان آنها کوچک بودند . پیامبر آن دو کودک را در دامان خود گذاشت و آنها را بوسید . بعد یک دست در گردن علی و یک دست در گردن فاطمه انداخت . با علی معانقه کرد و روی فاطمه را بوسید . سپس گفت پروردگارا مرا و اهل بیتم را از آتش جهنم بتو می سپارم ! ام سلمه سئوال کرد آیا من را هم این به خدا می سپاری؟ پیامبر فرمود و تو را هم .(عوالم المعارف ج11 ص176)
یکی از زیبا ترین اعمال رسول خداوند احترام به خانواده خود بود . این کار دو نتیجه داشت "اولا دیگران یاد می گرفتند که به آنها احترام بگذارند . ثانیا خود آنها هم به همدیگر احترام می کردند .این درسی بود از فرستاده خدا برای ما مسلمانان که اگر انسان های فرهیخته ای هستیم قبل از هر چیز به نزدیکان خود احترام بگذاریم و ادب را از خصوصی ترین قسمت زندگی شروع کنیم

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 10

بانوی خوشبخت (10)


سه شنبه 15 مرداد 1392 - 16:33:39

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

هیچ کس در حرکات بدن و راه و رسم زندگی و سخن گفتن به رسول خدا شبیه تر از فاطمه نبود . آن هنگام که بر پیامبر داخل می شد رسول خدا به احترام او بر می خاست واو را می بوسید و به وی خوشامد می گفت . دستش را می گرفت و در نزد خود می نشانید (نقل از عایشه در کتاب عقد الفرید ج2 ص3)روزی پیامبر از حجره خارج شد در حالی که دست زهرا را گرفته بود فرمود :هر کس این بانو را می شناسد که می شناسد وآنکه نمی شناسد بداند که او فاطمه دخترمن و پاره تن من است .(نور الابصار) شبلنجی نویسنده 9

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 11

 

 

بانوی خوشبخت (الجار ثم الدار11)


پنجشنبه 7 شهريور 1392 - 21:25:28

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

حضرت امام حسین علیه السلام برای دخترش فاطمه صغری تعریف می کرد :وقتی ما بچه بودیم ، شب های جمعه مادرمان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تا صبح نماز می خواند و دعا می کرد . او با خدا راز و نیاز می کرد و برای همسایه ها دعا می کرد . مادر ما همسایه ها را با ذکر نام و مطرح کردن مشکلات و گرفتاری هایشان دعا می کرد . یعنی او با آنها در ارتباط بود و می دانست چه کسی چه مشکلی دارد . ما سوال می کردیم : مادر جان ! تمامی شب شما درباره همسایه ها با ذکر گرفتاری ها دعا می کردی ، اما درباره خودت و ما دعایی نکردی و مادر می فرمود : الجار ثم الدار !اول همسایه بعد خودمان .   (علل الشرایع ج1 ص 182)
دوستم تعریف می کرد :وقتی از در آپارتمان خارج می شدیم که سرکار برویم بویی بد ولی غریبه مشام ما را آزار می داد . اهمیتی نمی دادیم . کم کم بو زیاد شد . همسایه هاهمدیگر را می دیدیم و  ابراز ناراحتی می کردیم . این همسایه کیست که توجه به بهداشت محیط ندارد . چه چیزی در خانه نگه می دارد که این قدر بد بو است . بعد از چند روز بالاخره در خانه ای را که بو از آن خارج می شد را زدیم (البته با شرمندگی ) مدتی صبر کردیم .از صاحب خانه خبری نشد . کل ساختمان را خبر کردیم که چه کنیم . شاید طرف مسافرت رفته باشد. ما که نمی توانیم کاری بکنیم . بنا براین به پلیس اطلاع دادیم . سرانجام  در باز شد . بوی تعفن همه جا را گرفته بود و پلیس ها با ماسک وارد شدند . صاحب خانه بیش از یک هفته بود که مرده بود و دنش به فرش چسبیده بود .راستش کپک زده بود ! جدا کردن جسد آن مرد بیچاره از فرش غیر ممکن بود . بنا براین فرش را با جسد لوله کردند و بردند . شب بدی را گذرانیدیم . بعضی ها از ترس گروهی از شدت بو خانه هایشان را برای چند شب ترک کردند . آنها هم که مثل ما جایی را نداشتند با تحمل بوی بد ، باز گذاشتن پنجره ها ودود کردن اسفند سپری کردند . احساس زشتی همه را فرا گرفته بود ! اسم تو را هم می شود گذاشت مسلمان ؟تو که دیدی این مرد بیچاره به چه بد بختی راه می رود . تنهاست .چند روز است که او را ندیده ای ! نباید خبرش را می گرفتی ؟ آیا او احتیاج به کمک نداشت؟پس تو بدرد چه می خوری؟ مگر تو شیعه نیستی؟ معلم تو خانم فاطمه زهرا نیست ؟پس چه شد :الجار ثم الدار ؟

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 12

بانوی خوشبخت (12)


سه شنبه 16 مهر 1392 - 18:55:50

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

وقتی حضرت علی حضرت زهرا را از پیامبر خواستگاری کرد ،پیامبر فرمود :چند لحظه صبر کن نزد او بروم و خواسته ات را با او در میان بگذارم و بر گردم . پس رسول خدا نزد فاطمه رفت . حضرت فاطمه برخاست ، عبا و نعلین های پدرش را گرفت و برای او آب آورد تا وضو بگیرد و پاهایش را بشوید .سپس پیامیر نشست و به فاطمه گفت :دخترم :علی نام تو را می برد ! نظرت چیست ؟فاطمه هنگامی که این سخن را شنید چیزی نگفته و سکوت کرد و از خجالت چهره اش را بر گردانید. رسول خدا بر خاست در حالیکه با خود می گفت  "الله اکبر ، خدا بزرگ است . همانا سکوت فاطمه نشانه رضایت اوست .در این حال جبرییل بر رسول خدا فرود آمد و گفت ای محمد! فاطمه را به ازدواج علی در آور که همانا خداوند از این وصلت خشنود است و آن دو نیز شایسته یک دیگر می باشند. علی علیه السلام می گوید : رسول خدا دخترش را به ازدواج من در آورد و آنگاه نزد من آمده دستم را گرفته و فرمود: با یاد و نام خدا برخیز و این ذکر را بخوان که " علی برکه الله ماشاءالله ولا حول ولا قوه الا بالله و توکلت علی الله " یعنی ، بر سفره خدا می نشینم و راضی می شوم بر آنچه او بخواهد . همانا قدرت و قوتی نیست مگر از جانب خدا . پس به او توکل می کنم و از او یاری می طلبم .سپس مرا در کنار فاطمه نشانید و گفت :خداوندا ! اینان محبوبترین مردم در نزد من هستند . پس آنان را دوست بدار و خیر و برکت به فرزندان آنها عطا کن و آنان را از هر آسیبی حافظ باش . من آنها را و فرزندانشان را از شر شیطان فریبکار بتو می سپارم

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان :بانوی خوشبخت 13

بانوی خوشبخت(13)


پنجشنبه 9 آبان 1392 - 14:12:11

توسط :
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

حضرت  علی علبه السلام برای یکی از یارانش تعریف می کرد :بعد از خواستگاری فاطمه مدت یک ماه با رسول خدا نماز می خواندم و بدون اینکه در باره فاطمه چیزی بگویم به منزل خود باز می گشتم . روزی وقتی بعد از نماز عازم خانه خود شدم زنان پیامبر از اتاقشان بیرون آمدند و به من گفتند :یا علی تو نمی خواهی همسرت را به خانه ببری ؟من گفتم بلی.آنها گفتند آیا می خواهی ما از رسول خدا بخواهیم تا مراسم عروسی را فراهم کند ؟ومن گفتم آری ! و آنها نزد پیامبر رفتند . رسول خدا مرا خواند و فرمود :ای علی غذای فراوانی برای عروسی تدارک کن ،و سپس فرمود ،  گوشت و نان را من می دهم ، خرما وروغن به عهده تو .من خرما و روغن فراهم کردم و نزد پیامبر بردم . آن حضرت آستین ها را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت وغذایی درست کرد که آن را حیس می گفتند .  سپس گوسفند فربهی را ذبح کرد و نان فراوانی تهیه نمودو بمن فرمود :هر کس را دوست داری دعوت کن . پس وارد مسجد شدم ، دیدم مسجد پر از صحابه پیامبر است ، حیا کردم که در میان جمع عده ای را دعوت کنم و عده ای را دعوت ننمایم . پس بر بلندی قرار گرفتم و خطاب به همه گفتم :همه شما را به صرف ولیمه عروسی فاطمه دعوت می کنم  آنان پذیرفتند و گروه گروه به طرف خانه پیامبر حرکت کردند ! من از کثرت جمعیت و قلت غذا خجالت می کشیدم ! وقتی رسول خدا از آنچه در ذهن من می گذشت مطلع شد ، گفت ای علی من دعا می کنم که خدا به غذای شما برکت بدهد.اتفاقا با آن جمعیت کثیر غذا و آبی که فراهم کرده بودیم نه تنها کم نیامد که همه خوردندو سیر شدند و اضافه هم آمد

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد برنامه ریزی

سخن سردبیر (برنامه‌ریزی(


پنجشنبه 26 بهمن 1391 - 10:27:49
توسط:
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

پیامبر خدا :سزاوار است که خردمند ، اوقاتش چهار بخش باشد "در وقتی ، با خداوند مناجات کند ، در وقتی ،به حسابرسی خویش بپردازد ،وقتی را نزد دانشمندانی برود که او را با دین، آشنا می سازند و برایش خیر خواهی می کنند ، و وقتی را به خوشی های دنیایی که حلال و زیبایند ، اختصاص دهد.
روضه الواعظین ص 8 نقل از امام علی علیه السلام.
یکی از دستورات پیامبر اسلام از این چهار بخش ، مطالعه در مباحث دینی است. اینهم اختصاص به گروه خاصی ندارد . هر مسلمانی باید وقتی را برای بالا بردن سطح آگاهی دینی اش در نظر بگیرد.
زمانی سطح فرهنگی جامعه بالا می رود که افراد آن دانسته هایشان مستدل باشد ، با عقل همانگی داشته و از خرافات دور باشد.
رشد فرهنگی جامعه رابطه مستقیم با مطالعه صحیح دارد . مردمی که برای وقت آزاد خودبرنامه ریزی
می کنند و همانطور که پیامبر فرمود بخشی از ساعات زندگی را به اندوختن دانش صرف می کنند ،اگر به منابع صحیح مراجعه کنند در گیر خرافات نمی شوند و ذهن و جان خود را آلوده به مسائل غیر صحیح نمی کنند ، اماکسانی که از مطالعه دورند دانسته هایشان وابسته به دانش دیگران است و در حقیقت نوع تفکرشان در انتخاب مطلب بستگی به سلیقه دیگران دارد.
ما در این مجموعه سعی کرده ایم که مطالب را با ذکر منبع ارائه دهیم و ادمه بررسی را به خوانندگان وامی گذاریم . موضوعات هر دو هفته یکبار تجدید می شود ، ما نیاز به نظرات شما داریم و از انتقادات سازنده

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد بهار

سخن سردبیر(بهار)


پنجشنبه 10 اسفند 1391 - 17:17:34

توسط:
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0قال رسول الله :تَفَرَغوا مِن هُموم الدُنیا مَا استَطعتُم ، فَاِنَهُ مَن اَقبَلَ عَلی اللهِ تعالی بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبُ العِبادِمُنقادَهَ اِلَیهِ بالوُدِ وَ الرَحمَه وَ کانَ اللهُ الیهِ بِکُلِ خیرِ اَسرَع . بحار الانوار ج77 ص166 ح3
تا می توانید خود را از دغدغه های دنیا فارغ کنید ، زیرا کسی که با دل خود به خداوند متعال روی آورد ، خداوند زمام مهر و محبت دل های بندگان را به دست او می سپارد.
در آستانه ورود به سال نو هستیم . به عید نوروز نزدیک می شویم . زمین نفس می کشد و هر چه طبیعت روی زمین است از خواب بیدار می شود .خداوند در قرآن مجید قیامت را به طبیعت مثال می زند.
وَاللهُ الذی اَرسَلَ الریاحَ فَتُثیر سَحابا فسُقناه الی بَلَدِ میتِ فَاَحیینا بِهِ الارضَ بَعدَ مو تِها ،کَذلِکَ النُشور .(سوره فاطر آیه 9 ).خداوند آن کس است که باد ها را فرستاد تا ابر هایی را به حرکت در آورند ، ما این ابر ها را به سوی زمین مرده می رانیم و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم ، رستاخیز  نیز این گونه است  قرآن کلمه مرگ را برای آنها یاد آور می شود . درختان می میرند ! به ساقه خشک درخت نگاه کنید ! می توانی آنرا بشکنی ، مقاومتی نمی کند . وقتی دو عامل را که رطوبت و دمای مناسب است برای آنها می فرستد ، زنگ درونی ، آنها را از خواب بیدار می کند . این همان نفخ صور آن هاست (حج آیه 5)
با باز گشت آنها به خود ، همه چیز آهنگ بیداری و زندگی می گیرد ، و آنها غرق سر زندگی و نشاط می شوند . شور و هیجان عالم را فرا می گیرد . برک و شکوفه و گل سریع لباس حیات را بر طبیعت می پوشاند.
ایرانیان در گذشته ای دور با این باز گشت همراه شدند و آنرا وارد زندگی خود کردند و نام آنرا نوروز گذاشتند.
اگر غبار ، پلیدی و ناپاکی بر زندگی آنها چیره شده بود آنرا از محیط دورمی کردند . سپس به پاکیزگی درون
می پرداختند . قهر ها کینه ها و دشمنی ها را دور می ریختند ، آشتی ، لطف ، صفا ، هدیه ، گل و شیرینی را جایگزین می کردند . وقتی اسلام وارد ایران شد بر اسا س روش . مبنای سنت پیامبر عمل کردند.
سنت ها دو جور بود. امضایی و تاسیسی . سنت ها و احکام امضایی آنهایی بودند که در گذشته و در زمان جاهلیت وجود داشت و چون با اسلام و شرع مخالفت نداشت پیامبر با عمل به آن صحت شان را امضاء کردند.
سنت هایی هم بودند که بر اساس احکام الهی پیامبر آنها را تاسیس کرد . نوروز جزء سنت های امضایی بود که در امت مسلمان ایرانی ماندگار شد .ادامه دارد.

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان:بانوی بانوان

سخن سردبیر (بانوی بانوان)


دوشنبه 2 ارديبهشت 1392 - 08:40:08
توسط:
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

شهادتش را به عزا می نشینیم و تولدش را جشن می گیریم و به او ارادت می ورزیم ، اما او را نمی شناسیم ! به او متوسل می شویم و نامش گره گشایی می کند. فاطمه زهرا سلام الله علیها فرزند پیامبر گرامی اسلام با توقفی کوتاه در دوره ای پر هیاهو بعد از نام پدر و بهمراه همسر سر آمد همه مردم بود .سیده نساء العالمین .پیامبر صلی الله علیه و آله دختران دیگر هم داشت . یکی در مکه ماند و دو تای دیگر در مدینه ماندند . ما نام آنها را نمی دانیم .هیچ وقت فکر کردید چرا ؟حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کوچک ترین فرزند رسول خدا (که درودخدا بر او باد)از همان کودکی مادر پدرش شد "ام ابیها" او کودک بود اما حرکات کودکانه اش هم ، درسی برای برای ما بزرگ ترهاست.کلام و رفتار او آرام بخش آلام پدرش بود .او بنده خوب خدا بود . عبادتش خالصانه و قربه الی الله بود . او علاوه بر اینکه فرزند رسول خدا بود یکی از افراد امت بود .دستورات را از پدرش می گرفت و اجرا می کرد . سلمان فارسی می گوید:به منزل علی علیه السلام رفتم دیدم فاطمه جو آسیا می کردو دسته آن خون آلود بود ، در این حال حسین(ع) گوشه اتاق از گرسنگی بی تابی و بی قراری می کرد. من به فاطمه سلام الله علیها گفتم ای دختر رسول خدا ! پوست دست شما مجروح شده در صورتیکه خادم شما فضه حاضر و بیکار است .او فرمودند پدرم به من توصیه کرده که کار منزل یک روز به عهده من باشد و یک روز به عهده او ، نوبت کار او دیروز بوده است . سلمان می گوید به حضرت گفتم "من بنده آزاد شده پدر شما هستم اجازه دهید یا جو را آسیا کنم یا حسین را آرام کنم . حضرت فرمودند من به آرام کردن حسین تواناترم ! تو جو را آسیاب کن . او همیشه همراه پیامبر بود.با مطالعه در روزهای زندگی کوتاه آن حضرت می بینیم که هیچ گاه در حاشیه نبوده و یک شهروند مسئولیت پذیر بوده است . (منابع الخرائج ج2 ص530

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد:بهار 2

 

سخن سردبیر(بهار2)


پنجشنبه 10 اسفند 1391 - 17:17:34

توسط:
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0قال رسول الله :تَفَرَغوا مِن هُموم الدُنیا مَا استَطعتُم ، فَاِنَهُ مَن اَقبَلَ عَلی اللهِ تعالی بِقَلبِهِ جَعَلَ اللهُ قُلوبُ العِبادِمُنقادَهَ اِلَیهِ بالوُدِ وَ الرَحمَه وَ کانَ اللهُ الیهِ بِکُلِ خیرِ اَسرَع . بحار الانوار ج77 ص166 ح3
تا می توانید خود را از دغدغه های دنیا فارغ کنید ، زیرا کسی که با دل خود به خداوند متعال روی آورد ، خداوند زمام مهر و محبت دل های بندگان را به دست او می سپارد.
در آستانه ورود به سال نو هستیم . به عید نوروز نزدیک می شویم . زمین نفس می کشد و هر چه طبیعت روی زمین است از خواب بیدار می شود .خداوند در قرآن مجید قیامت را به طبیعت مثال می زند.
وَاللهُ الذی اَرسَلَ الریاحَ فَتُثیر سَحابا فسُقناه الی بَلَدِ میتِ فَاَحیینا بِهِ الارضَ بَعدَ مو تِها ،کَذلِکَ النُشور .(سوره فاطر آیه 9 ).خداوند آن کس است که باد ها را فرستاد تا ابر هایی را به حرکت در آورند ، ما این ابر ها را به سوی زمین مرده می رانیم و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می کنیم ، رستاخیز  نیز این گونه است  قرآن کلمه مرگ را برای آنها یاد آور می شود . درختان می میرند ! به ساقه خشک درخت نگاه کنید ! می توانی آنرا بشکنی ، مقاومتی نمی کند . وقتی دو عامل را که رطوبت و دمای مناسب است برای آنها می فرستد ، زنگ درونی ، آنها را از خواب بیدار می کند . این همان نفخ صور آن هاست (حج آیه 5)
با باز گشت آنها به خود ، همه چیز آهنگ بیداری و زندگی می گیرد ، و آنها غرق سر زندگی و نشاط می شوند . شور و هیجان عالم را فرا می گیرد . برک و شکوفه و گل سریع لباس حیات را بر طبیعت می پوشاند.
ایرانیان در گذشته ای دور با این باز گشت همراه شدند و آنرا وارد زندگی خود کردند و نام آنرا نوروز گذاشتند.
اگر غبار ، پلیدی و ناپاکی بر زندگی آنها چیره شده بود آنرا از محیط دورمی کردند . سپس به پاکیزگی درون
می پرداختند . قهر ها کینه ها و دشمنی ها را دور می ریختند ، آشتی ، لطف ، صفا ، هدیه ، گل و شیرینی را جایگزین می کردند . وقتی اسلام وارد ایران شد بر اسا س روش . مبنای سنت پیامبر عمل کردند.
سنت ها دو جور بود. امضایی و تاسیسی . سنت ها و احکام امضایی آنهایی بودند که در گذشته و در زمان جاهلیت وجود داشت و چون با اسلام و شرع مخالفت نداشت پیامبر با عمل به آن صحت شان را امضاء کردند.
سنت هایی هم بودند که بر اساس احکام الهی پیامبر آنها را تاسیس کرد . نوروز جزء سنت های امضایی بود که در امت مسلمان ایرانی ماندگار شد .ادامه دارد.

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد:نیمه خرداد

سخن سردبیر (نیمه خرداد)


جمعه 16 خرداد 1393 - 03:52:22
توسط:
admin ::  خواندن / ارسال نظرات :0

سلام بر تو ای روح خدا !سلام بر تو ای روح مهربانی ها سلام بر تو ای پدر ای معلم ای دوست خوب من شاید نتوانستیم آنطور که لازم است بتو ابراز ارادت و علاقه کنیم ! نشد بگوییم که :هر چه داریم از توست . خود باوری احساس خوب مسلمان بودن !احساس لذت از ایرانی بودن احساس آرامش ،امنیت و ...حالا افتخار می کنیم که ایرانی هستیم دوست داریم به همه نشان دهیم که تو رهبر ما بودی . رهبری که خیلی از مردمان کشور های دیگر آرزوی داشتنش را دارند .و خیلی ها او را پدر خود می دانند .یادم می آید روزگارانی را که شرم داشتیم به اجنبی ها بگوییم مال کدام کشوریم. اگر می گفتیم هم نمی دانستند چنین کشوری وجود دارد ! اما بعد خبر ایران جلب کننده ترین خبر است اصلا مثل اینکه خبر گزاری ها افتخارشان اینست که خبری از ایران در صدر خبر ها داشته باشند .نام ما روز نامه ها را پر فروش تر می کند  . دوستی با ایران برای کشور ها یک نوع مطرح بودن است . الان هم که نیستی سایه نام تو بر سر همه آنهایی است که نمی خواهند زیر یوغ کسی باشند .سال هاست که دیگر تو را ندیده ام .اما هر گاه که نامت را میبرم یا عکست را می بینم دوباره احساس های خوب آن ایام در من زنده می شود !سعی می کنم  این احساس خوب را به آنها که آن زمان نبوده اند منتقل کنم .اما سخت است . وجود آرامش بخش تو عشقی ماندگار را در قلبمان نشاند که تا قیامت ماندگاری دارد !تو بما قدرت دادی و ما را از کابوس بیرون کشیدی !این احساس قدرت و قوتی را که در دل ما نهادینه کردی آنقدر کارآمد هست که رعب این قدرت در دل دیگران نشست . احساس وجود ،در ما ، احساس امنیت ،در دل دوستان و احساس ترس در دل دشمن !و خوانده ایم که خداوند پیامبرش را با لشگر رعب به پیروزی رساند . و تو فرزند آن پیامبری .وقتی رفتی دلها از جا کنده شد ، اما ما دیگر هویت باز یافته را از دست نخواهیم داد و مطمئنیم که آنجا هم بفکر مایی.  

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621