خوش آمدید
آمار کاربران

ساعت و تقویم

مقالات آزاد قیامت 6

 

قیامت 6 :

از لحظه ی مرگ آه و حسرت افراد مجرم شروع می شود و آرزوی بازگشت در روح آدمی شعله ور می گردد آه و فریادهای بی فائده و دعا های نامستجاب . انسان ها از لحظه ی مرگ التماس دارند که برگردند شاید بتوانند با باقیمانده ی اموال ، عملی صالح انجام دهند . (مومنون 100)

انسان با بدنی این چنین پیچیده و با نظم و ترتیب و جهانی با این کهکشان هائی این چنین منظم آیا هیچ عاقلی می پذیرد که هدف این قدر کوچک باشد که فقط شامل این دنیا شود ؟ ( ولقد علمتم النشاه الاولی فلولا تذکرون )

حضرت علی علیه السلام در خطبه ی 109 می فرماید : سکرات مرگ و حسرت از دست دادن نعمت های دنیا به آنها هجوم می آورد . اعضای بدنشان به سستی می گراید و رنگ از چهره ی آنها می پرد سپس پنجه مرگ در آنها نفوذ بیشتر می کند ، آن چنان که زبانشان از کار می افتد . در حالی که در میان خانواده خود قرار دارد ، با چشم می بیند و با گوش می شنود . در این می اندیشد که عمر خویش را در چه راهی تباه کرده است . دوران زندگی خود را در چه راهی گذرانده ، به یاد ثروت هائی می افتد که بدون توجه به حلال و حرام بودن ، جمع آوری کرد و هرگز در طریق تحصیل آنها نیندیشید . انگشت حسرت به دهان می گیرد و دست خود را از پشیمانی می گزد . چرا که به هنگام مرگ مسائلی بر او روشن می شود که تا آن زمان مخفی مانده بود . او در این حال نسبت به آنچه در دوران زندگی به شدت به آن علاقه داشت بی اعتنا می شود . آرزو می کند ای کاش کسانی که در گذشته به ثروت او غبطه می خوردند و حسد می ورزیدند این اموال در اختیار آنان بود . علت همه ی این مسائل آن است که آنها پیوسته در حال شک و تردید به سر می بردند . ( نهج البلاغه 109 ) آیه ی 54 سوره ی سباء .

 

 

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 15 مهر ماه، 1396

مقالات آزاد لاتحزن7

 

لا تحزن 7 :

مرتب بگو ، برای امروز کلامم را تهذیب می کنم . پس کلام زشت و فحش نخواهم داشت . امروز غیبت نمی کنم . امروز اتاقم را مرتب می کنم . امروز فقط زندگی می کنم پس در قلبم درخت فضیلت را غرس می کنم و درخت شر را ار ریشه در می آورم با شاخه های کبر ، ریا ، حسد ، کینه و سوءظن .  امروز فقط زندگی می کنم با کوشش در اطاعت پروردگارم ، ادای نمازم بر کامل ترین وجه و توشه از نوافل و خواندن قرآنم و نگاه به کتاب هایم . تصمیم دارم برای امروز به دیگران منفعت برسانم . به عیادت مریض بروم اگر تشییع جنازه ای بود بروم . افراد سرگردان را راهنمائی کنم گرسنه ای را سیر کنم ، اگر کسی گرفتاری داشت برطرف کنم واسطه ای برای ضعفاء باشم ، دانشمند را گرامی بدارم ، به کوچک ها رحم کنم و پیرها را احترام کنم . 

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 15 مهر ماه، 1396

حقوق امام سجاد حق چشم 1

حقوق امام سجاد :

حق چشم :

و اما حق بصرک فغضه عما لا یحل لک و ترک ابتذاله الا لموضع عبره تستقبل بها بصرا او تستفید بها علما فان البصر باب الاعتبار .

واما حق چشمت. اینست که آن را بر هر چه برتو حلال نیست ببندی ، و آن را به هرزگی نچرخانی ، و آن را جز موارد عبرت انگیزی که به سبب آن بینش یا دانشی می یابی بکارنگیری . زیرا چشم دریچه ی عبرت است . شرح : این پنجمین حق از حقوق یاد شده در رساله ی حقوق و سومین حق از حقوق اعضاء و جوارح انسان است .همان طورکه در باره ی گوش گفتیم که ابزاری برای شنیدن و درک ارشادها و علوم مختلف و آیات الهی است ، و وسیله ای برای افزایش یقین انسان است ، چشم نیز می تواند با درک همه ی موارد یاد شده وسیله ای برای افزایش ایمان و تقوای انسان باشد ، و با این تعریف ، چشم نعمتی است که جز کسی که آن را ندارد ، قدر آن را نمی فهمد . مخصوصا اگر کسی مدتی از نعمت چشم بهره مند باشد و زیبایی ها ی هستی را ببیند و بعد این نعمت را از دست بدهد ، بیشتر قدر این نعمت را می داند . (محسن عقیل )

امام سجاد اولین گام را در رعایت حقوق چشم ، پوشیده داشتن آن از هر ناروا ، زشتی و حرام و پیشگیری از هرزه نگری ذکر فرموده است ، واین تعبیر امام علیه السلام که حق بصرک فغضه عما لا یحل لک " بر گرفته از آیه ی شریفه ی سوره ی مبارکه ی نور است . " قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم 31نور . به هر حال ، از نظر معارف دین ، چشم و گوش ، در حکم یک دریچه اند و آنچه را می بینند و یا می شنوند در خود نگه نمی دارند ، حاصل نگاه ، مثل مایعی روان تا اعماق جان و دل نفوذ می کند ، حال اگر این مایع زلال و پاکیزه بود ، جان و دل تشنه را ، از علم ادب و اندیشه سیراب می کند و اگر مسموم باشد ، دل و فکر را پژمرده و مریض کرده و در نهایت آن را می میراند . (آیت الله یثربی )       

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 15 مهر ماه، 1396

تفسیر سوره همزه 4

سوره ی همزه 4

کلا لینبذن فی الحطمه " (المیزان ) این جمله پندار غلط سرمایه دار است که می پندارد مال جاودانه است . لام در لینبذن لام سوگند است . واژه ی نبذ به معنای پرت کردن ودور انداختن چیزی است . و کلمه ی حطمه مثل همزه صیغه ی مبالغه است. و مبالغه ی در حطم (شکستن ) را می رساند . البته به معنای خوردن هم استعمال شده است . این کلمه یکی از نام های جهنم است . چون " نارالله الموقده " آن را به آتش جهنم تفسیر کرده است . معنای آیه این است که نه ، او اشتباه کرده و مال دنیایش جاودانش نمی سازد ، سوگند می خورم که به زودی می میرد و در حطمه اش پرت می کنند . پایان المیزان .             آن آتش مانند آتش های دنیا نیست که از اجسام فراتر نرود ، بلکه از اجسام فراتر رفته و به بالاترین مرتبه ی قلب ، که روح است می رسد . تفسیر بیان السعاده .

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 15 مهر ماه، 1396

تفسیر سوره همزه 3

تفسیر : سوره ی همزه 3

یحسب ان ماله اخلده ، المیزان : یعنی او خیال می کند مالی که برای روز مبادا جمع کرده زندگی جاودانه به او می دهد و از مردنش جلوگیری می نماید . بنابراین منظور از جمله ی " اخلده " که صیغه ی ماضی است ، معنای مضارع – آینده – است ، به قرینه جمله ی " یحسب " که آن نیز مضارع است .پس انسسان نامبرده به خاطر اخلاد در ارض و چسبیدنش به زمین و زندگی مادی زمینی ، و فرورفتنش در آرزوهای دور و دراز ، از مال دنیا به آن مقداری که حوائج ضروری زندگی کوتاه دنیا و ایام گذرای آن را کفایت کند قانع نمی شود ، بلکه هر قدر مالش زیادتر شود حرصش تا بی نهایت زیادتر می گردد ، پس از ظاهر حالش پیداست که می پندارد مال ، او را در دنیا جاودان می سازد . و چون جاودانگی و بقای خود را دوست میداردتمام همش را صرف جمع مال و شمردن آن میکند . پایان المیزان .              تفسیر مجمع البیان : یعنی گمان میکند که مالی را که جمع کرده او را در دنیا ابدیت دهد و از مرگ باز دارد . پس اخلده یعنی یخلده .

تفسیر نمونه : اخلد به صورت ماضی آمده ، یعنی او گمان می کند اموالش او را به صورت یک موجود جاودانه در آورده است . نه مرگ به سراغ او می آید نه بیماری ها و حوادث جهان مشکلی برای او ایجاد می کند ، چرا که مشکل گشا در نظرش تنها مال و ثروت است و این مشکل گشا را در دست دارد .  

 

بیشتر
نویسنده : admin يكشنبه، 29 مرداد ماه، 1396