خوش آمدید
آمار کاربران

ساعت و تقویم

تفسیر:آیه الکرسی 6

آیه الکرسی (6)

ش

یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم .می داند آنچه که روبرو و آنچه که درپشت سرشان است . "یعلم" علم عبارت است از ظهور چیزی نزد چیز دیگر ،آن معنی مصدری است که از مفاهیم عامه است . و علم یک معنی دیگر دارد و"ظهور از این معنی انتزاع می شود و آن صورت معلوم است که در نزد عالِم حاصل شده است . (تفسیر بیان السعاده)المیزان می فرماید: ظاهر عبارت مورد بحث اینست که ضمیر جمع ، "بین ایدیهم و ما خلفهم "به شفیعانی بر می گردد که آیه قبلی اشاره به آنان داشت .پس علم خدا به پشت و روی امر شفیعان ، کنایه است از نهایت درجه احاطه او به ایشان ، پس ایشان نمی توانند در ضمن شفاعتی که به اذن خدا می کنند کاری که خدا نخواسته و راضی نیست در ملک او صورت بگیرد ،انجام دهند .دیگران هم نمی توانند از شفاعت آنان سوء استفاده نموده ، در ملک خدای تعالی مداخله کنند و کاری صورت دهند که خدا آن را مقدر نکرده است . باز گفته اند مراد جمله "ما بین ایدیهم " آن رفتاری است که از ملائکه و انبیاء مشهود است . و مراد از جمله "وما خلفهم "چیز هایی است که از انبیاء غایب و بعید است .وحوادثی که پس از ایشان رخ می دهد . پس برگشت معنای این دو جمله به همان غیب و شهادت است .یعنی احاطه کامل و تام خداوند به همه عالم هستی.بزبان ساده تر چیزی نیست که از نظر خداوند مخفی باشد .او گذشته و آینده را میداند .(تفسیر نمونه )"وما خلفهم ، یعنی آنچه را که خود شفیعان هم نمی دانند را خداوند می داند .ادامه دارد .

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1394

تفسیر:آیه الکرسی 5

آیه الکرسی (5)

 

در ادامه موضوع آیه الکرسی ، کلمه شفاعت یک کلمه کلیدی است . شفاعت از ماده - ش - ف - ع - است . در مقابل وتر . وتر به معنی - تک - یکه - بکار می رود و شفع معنای جفت را می دهد . در حقیقت شخصی که متوسل به شفیع می شود ، نیروی خودش به تنهایی برای رسیدن به هدف کافی نیست ،لذا نیروی خود را به نیروی شفیع گره می زند و در نتیجه آن را دو چندان نموده و به آنچه می خواهد نائل می آید . بحث شفاعت مال قیامت است . مرحوم علامه طباطبایی در المیزان آیات را دسته بندی می کند . آیات دو گروه هستند . 1- آیاتی که شفاعت را مخصوص خدا می دانند . 2 - آیاتی که با شرط ،شفاعت را تائید می کنند . بنا براین شفاعت کلا رد نشده ،بلکهدر چهار چوب قوانینی پذیرفته می شود. آیاتی که در آنها شفاعت مخصوص خداوند است :1- والامر یومئذ لله،امروز تنها موثر خداست. انفطار 19. 2- وراوالعذاب و تقطعت بهم الاسباب ، عذاب را می بینند و دستشان از همه اسباب بریده است .بقره 166. در آیات دیگری مانند انعام 94 ، یونس 30 ، بقره 48 ،دخان 41 ،غافر 18 و33 صافات 26 ، شعراء 100، شفاعت را مخصوص خدا میدانند .اما آیاتی که شفاعت را اثبات می کند کدامند؟آیا شرطی دارند ؟ قرآن مجید با تاکید اینکه شفاعت مخصوص خداست اما برای دیگران را رد نمی کند . بلکه در بعضی از آیات فی الجمله اثبات می کند . افرادی که از نظر خداوند می توانند شفاعت کنند عبارتند از :1- کسانی که خداوند راضی باشد . سوره انبیاء28.    2-کسانی که به حق شهادت داده در حالی که عالم باشند . زخرف86. 3-کسانی که نزد خدا عهدی داشته باشند . مریم 87.  4- کسانی که خدای رحمان اجازه داده باشد و سخن او را پذیرفته و پسندیده باشد.طه109. در سوره نجم 26 آمده که فرشتگان هم شفاعتشان هیچ سودی ندارد مگر اینکه خدا برای هر که بخواهد اذن دهد .
جمع میان آیات شفاعت نشان می دهد که این موضوع هم مثل موضوع مرگ و یا علم غیب ، نسبی است. یعنی در عین حالیکه علم غیب مخصوص خداست اما بعضی ها فقط باذن او می توانند وارد این وادی شوند . احدی را بر غیب خود مسلط نمی کند مگر کسی از فرستادگانش که او را پسندیده باشد . سوره جن 26و 27 . این اسلوب کلام بما می فهماند که جز خدای تعالی هیچ موجودی بطور مستقل مالک هیچ یک از کمالات نامبرده نیست ، و اگر موجود مالک کمالی باشد خدا باو تملیک کرده است . حتی قرآن کریم در قضاهای رانده شده بطور حتم نیز یک نوع مشیت را برای خدا اثبات می کند . سوره هود 106و 107.برگرفته از تفسیر المیزان. ادامه دارد .

 

 

 

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1394

تفسیر:آیه الکرسی 4

آیه الکرسی (4)

 

سلام. قبل از این که وارد بحث تفسیر شویم لازم است بگوییم در عین حالی که آیه الکرسی کوتاه است ، اما خیلی مطلب برای گفتن دارد . ما سعی می کنیم کوتاه و خلاصه بنویسیم. وارد پنجمین وصف از اوصاف الهی می شویم.یعنی بعد از توحید ، حی و قیوم بودن ، و عدم غلبه خواب بر ذات پاک او، حالا نوبت به وصف مالکیت خداوند می رسد .(له ما فی السموات و ما فی الارض ).در واقع این مالکیت ، نتیجه همان قیمومیت است زیرا هنگامی که قیام به امور عالم و تدبیر آنها وهم چنین خالقیت مخصوص ذات او باشد مالکیت هم هست ! اگر این که ما صاحب اصلی نیستیم در ما جا بیفتد دیگر مساله ای بنام حرص و بخل و استثمار وجود نخواهد داشت.(تعبیر به "ما" در جمله ما فی السموات و فی الارض که معمولا برای موجودات غیر عاقل آورده می شود ، در حالی که موجودات عاقل نیز مملوک او هستند ، به خاطر تغلیب است . چرا که غلبه و اکثریت با موجودات غیر عاقل است .)بر گرفته از تفسیر نمونه .(ادامه دارد .)

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1394

تفسیر:آیه الکرسی 3

تفسیر(آیه الکرسی3))

 

ادامه بحث آیه الکرسی ،در انتها ،کلمه قیوم سه بار در قرآن آمده و در هر سه مورد در کنار کلمه الحی قرار دارد. هر موجود زنده ای برای ادامه حیات ، نیازمند منبع فیض است .تمام موجودات برای زنده شدن باید از "الحی" تغذیه شوند و برای ادامه زندگی باید از قیوم مایه بگیرند .(تفسیر نور)" لا تاخذه سنه ولا نوم" سنه سستی مخصوصی است که در آغاز خواب روی می دهد و به تعبیر دیگر بمعنی خواب سبک است ." نوم"یعنی خواب ،همانحالتی که قسمتی از حواس انسان به واسطه عوامل طبیعی بهنگام آن رکود پیدا می کند .  لا تاخذه " در حقیقت تاکید قیوم بودن خدا است ، زیرا قیام کامل و مطلق ایجاب می کند لحظه ای از آن غافل نگردد.له مافی السموات و ما فی الارض،  بنا بر این بعد از ذکر قیمومیت است که مالکیت خداوند مطرح می شود . (تفسیر نمونه)

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1394

تفسیر:آیه الکرسی 2

 

آیه الکرسی  2

 

در تفسیر آیه الکرسی بعد از توضیح کلمه (حی) به تفسیر کلمه قیوم می پردازیم.قیوم"از ماده قیام آمده است . صفتی است که بر مبالغه دلالت دارد .قیام بر هر چیز به معنای درست کردن و حفظ و تدبیر و تربیت و مراقبت و قدرت بر آن است . همه این معانی از قیام استفاده می شود ، چون قیام به معنای ایستادن است و طبعا بین ایستادن و مسلط شدن بر کار لازمه هست . از این رو از کلمه قیوم همه آن معانی استفاده می شود و خداوند در کلام مجیدش اصل قیام به امور خلق خود را برای خود اثبات نموده است . (المیزانقیوم در واقع ، ریشه و اساس تمام صفات فعل الهی است .در حقیقت "حی " تمام صفات الهی مانند علم و قدرت و سمیع و بصیر بودن و مانند آن را شامل می شود و قیوم ، نیاز تمام موجودات رابه او بازگو می کندو لذا گفته اند این دو با هم (اسم اعظم )هستند .(تفسیرنمونه(
 
قیام ، بمعنی بسیار قیام کننده بر امور و اعمال و تدبیر و تنظیم بطوری که چیزی از نظر او محو نشده و از کوچک ترین موضوعی غفلت نمی کند )تفسیر روشن).(ادامه دارد.(

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 22 ارديبهشت ماه، 1394