خوش آمدید
آمار کاربران
نظر شما در مورد سایت؟

خوب
خیلی خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1
نظرات : 0
نظرسنجی

تفسیر:آیه الکرسی 5

آیه الکرسی (5)

 

در ادامه موضوع آیه الکرسی ، کلمه شفاعت یک کلمه کلیدی است . شفاعت از ماده - ش - ف - ع - است . در مقابل وتر . وتر به معنی - تک - یکه - بکار می رود و شفع معنای جفت را می دهد . در حقیقت شخصی که متوسل به شفیع می شود ، نیروی خودش به تنهایی برای رسیدن به هدف کافی نیست ،لذا نیروی خود را به نیروی شفیع گره می زند و در نتیجه آن را دو چندان نموده و به آنچه می خواهد نائل می آید . بحث شفاعت مال قیامت است . مرحوم علامه طباطبایی در المیزان آیات را دسته بندی می کند . آیات دو گروه هستند . 1- آیاتی که شفاعت را مخصوص خدا می دانند . 2 - آیاتی که با شرط ،شفاعت را تائید می کنند . بنا براین شفاعت کلا رد نشده ،بلکهدر چهار چوب قوانینی پذیرفته می شود. آیاتی که در آنها شفاعت مخصوص خداوند است :1- والامر یومئذ لله،امروز تنها موثر خداست. انفطار 19. 2- وراوالعذاب و تقطعت بهم الاسباب ، عذاب را می بینند و دستشان از همه اسباب بریده است .بقره 166. در آیات دیگری مانند انعام 94 ، یونس 30 ، بقره 48 ،دخان 41 ،غافر 18 و33 صافات 26 ، شعراء 100، شفاعت را مخصوص خدا میدانند .اما آیاتی که شفاعت را اثبات می کند کدامند؟آیا شرطی دارند ؟ قرآن مجید با تاکید اینکه شفاعت مخصوص خداست اما برای دیگران را رد نمی کند . بلکه در بعضی از آیات فی الجمله اثبات می کند . افرادی که از نظر خداوند می توانند شفاعت کنند عبارتند از :1- کسانی که خداوند راضی باشد . سوره انبیاء28.    2-کسانی که به حق شهادت داده در حالی که عالم باشند . زخرف86. 3-کسانی که نزد خدا عهدی داشته باشند . مریم 87.  4- کسانی که خدای رحمان اجازه داده باشد و سخن او را پذیرفته و پسندیده باشد.طه109. در سوره نجم 26 آمده که فرشتگان هم شفاعتشان هیچ سودی ندارد مگر اینکه خدا برای هر که بخواهد اذن دهد .
جمع میان آیات شفاعت نشان می دهد که این موضوع هم مثل موضوع مرگ و یا علم غیب ، نسبی است. یعنی در عین حالیکه علم غیب مخصوص خداست اما بعضی ها فقط باذن او می توانند وارد این وادی شوند . احدی را بر غیب خود مسلط نمی کند مگر کسی از فرستادگانش که او را پسندیده باشد . سوره جن 26و 27 . این اسلوب کلام بما می فهماند که جز خدای تعالی هیچ موجودی بطور مستقل مالک هیچ یک از کمالات نامبرده نیست ، و اگر موجود مالک کمالی باشد خدا باو تملیک کرده است . حتی قرآن کریم در قضاهای رانده شده بطور حتم نیز یک نوع مشیت را برای خدا اثبات می کند . سوره هود 106و 107.برگرفته از تفسیر المیزان. ادامه دارد .

 

 

 

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

تفسیر:آیه الکرسی 6

آیه الکرسی (6)

ش

یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم .می داند آنچه که روبرو و آنچه که درپشت سرشان است . "یعلم" علم عبارت است از ظهور چیزی نزد چیز دیگر ،آن معنی مصدری است که از مفاهیم عامه است . و علم یک معنی دیگر دارد و"ظهور از این معنی انتزاع می شود و آن صورت معلوم است که در نزد عالِم حاصل شده است . (تفسیر بیان السعاده)المیزان می فرماید: ظاهر عبارت مورد بحث اینست که ضمیر جمع ، "بین ایدیهم و ما خلفهم "به شفیعانی بر می گردد که آیه قبلی اشاره به آنان داشت .پس علم خدا به پشت و روی امر شفیعان ، کنایه است از نهایت درجه احاطه او به ایشان ، پس ایشان نمی توانند در ضمن شفاعتی که به اذن خدا می کنند کاری که خدا نخواسته و راضی نیست در ملک او صورت بگیرد ،انجام دهند .دیگران هم نمی توانند از شفاعت آنان سوء استفاده نموده ، در ملک خدای تعالی مداخله کنند و کاری صورت دهند که خدا آن را مقدر نکرده است . باز گفته اند مراد جمله "ما بین ایدیهم " آن رفتاری است که از ملائکه و انبیاء مشهود است . و مراد از جمله "وما خلفهم "چیز هایی است که از انبیاء غایب و بعید است .وحوادثی که پس از ایشان رخ می دهد . پس برگشت معنای این دو جمله به همان غیب و شهادت است .یعنی احاطه کامل و تام خداوند به همه عالم هستی.بزبان ساده تر چیزی نیست که از نظر خداوند مخفی باشد .او گذشته و آینده را میداند .(تفسیر نمونه )"وما خلفهم ، یعنی آنچه را که خود شفیعان هم نمی دانند را خداوند می داند .ادامه دارد .

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

تفسیر:آیه الکرسی 7

آیه الکرسی (7)

 

بنام خداوند. با سلام : خواستم بقیه آیه را خلاصه کنم حیفم آمد ،گفتم بهتر است با هم بخوانیم . ولا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء، معنای تمامیت تدبیر خدا و کمال آن را می رساند ، زیرا یکی از نشانه های کمال تدبیر ، این است که موجود تدبیر شده ، خودش نفهمد که تدبیر کننده او چه منظوری از او و از تدبیر او داردو چه آینده ای برایش در نظر گرفته تا برای خلاصی از آن آینده(اگرناگوار )دست و پا کند ونتواند نقشه مدبر را خنثی کندو تدبیر شدگان مانند قافله چشم و گوش بسته ای باشند که بر خلاف میل به طرفی سوقشان می دهند وآن قافله هم می رود و صاحب قافله کمال جدیت را به خرج به می دهد تا از هیچ ناحیه ای  افراد ندانند به کجا می روند و کجا منزل می کنند و مقصد نهایی شان کجاست .خداوند با این جمله این معنا را بیان می کند که تدبیر عالم خاص اوست برای اینکه تنها او است که به روابط بین موجودات آگاه است چون او موجودات و روابط آنها را آفریده است. اما بقیه اسباب و 5علل و مخصوصا علل و اسبابی که از صاحبان عقل هستند هر چند که دخل و تصرفی و علمی دارند خود مرتبه ای از شئون علم الهی است هر چه هست نحوه ای از انحای تدابیر اوست . پس کسی نمی تواند به خود اجازه دهد که بر خلاف اراده خدای سبحان و تدبیر جاری در مملکتش قدمی بر دارد و اگر برداشت ،آن نیز از تدبیر خداوند است . (المیزان ج2ص512) .علم هر چه هست از خداست هم چنان که قوت و عزت و حیات منحصر در خداست . -1-  لا یحیطون بشیء من علمه .انحصار علم به خداوند . -2- ان القوه لله جمیعا. انحصار قدرت( بقره165) -3- فان العزه لله جمیعا انحصار عزت(نساء 138) -4- والله یعلم وانتم لا تعلمون .انحصار علم .(آل عمران66)

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

تفسیر:آیه الکرسی 8

آیه الکرسی 8

 

بنام او . ادامه آیه الکرسی .وَسِعَ کُرسیه السماواتِ والارض. کلمه کرسی از ماده :ک_رُ_س گرفته شده است که به معنای "به هم وصل کردن اجزای ساختمان است"اگر تخت را کرسی خوانده اند  به این جهت بوده که اجزای آن به دست نجار اگر چوبی باشد و یا صنعتگر دیگر در هم فشرده و چسبیده شده است و بسیاری از مواقع این کلمه را کنایه از ملک و سلطنت می گیرند . جمله له ما فی السموات والارض ، این معنا را می فهماند که مراد از وسعت "کرسی"احاطه مقام سلطنت الهی است .المیزان
کرسی: هر پایه و شالوده ای که بر آن اعتماد و تکیه شود . کرسی بمعنای ستون هم استعمال شده است . معنای آیه ، قدرت و عظمت او آسمانه و زمین را فرا گرفته است .کرسی تختی است غیر از عرش وگویند آسمانها و زمین در مقابل کرسی مانند حلقه ایست در یک بیابان! تفسیر مجمع البیان.
کرسی از لغات سریانی و عبری گرفته شده است و به معنی تختی است که بر روی آن نشسته می شود . و تختی که برای اشراف و ملوک می سازند . لازم است طوری باشد که محیط و مشرف بر دیگران باشد . پس در کرسی خداوند متعال :اولا باید از جهت وسعت و ارتفاع طوری باشد که محیط به همه آسمانها و زمین باشد . ثانیا لازم است متناسب با مرتبه لاهوت و جبروت باشد تا خداوند متعال بآن مستوی گردد . (مسلط) ثالثا اختصاص به خداوند داشته باشد  ."کرسیه"پس چنین چیزی صورت خارجی پیدا نمی کند مگر اینکه بمناسبت جملات قبل از این بگوییم که مراد "علم محیط پروردگار متعال . قیمومیت او باشد نسبت به همه آنچه در آسمانها و زمین است . (تفسیر روشن) دوست گرامی قسمت هایی که برایتان مبهم است را بفرمایید تا توضیح بیشتری بدهیم . با تشکر

 

 

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

تفسیر:آیه الکرسی 9

تفسیر(آیه الکرسی9)

 

سلام ،این آخرین بخش از آیه الکرسی است. امیدواریم که توانسته باشیم حق مطلب را ادا کنیم . (ولا یوده حفظهما و هو العلی العظیم )یوده از ماده "اود" به معنی سنگین کردن و بزحمت واداشتن است و حفظ : نگهداری کردن آن است. علی و عظیم هر دو از اسماءحسنای الهی بوده و ذکر آنها در این مورد برای تحکیم حکومت و سلطنت و نفوذ و قیومیت و مالکیت مطلق خداوند متعال باشد "علو"به معنی بلندی و رفعت در مقابل پستی است . خواه در جهت مادی باشد و یا معنوی . "علی"در مقام توصیف خداوند متعال کسی است که از هر جهت ذات و صفت و عمل وظاهری و باطنی ، بر همه موجودات بلندی وبرتری داشته باشد.        "عظیم" از ماده عظمت که به معنی برتری در قوت و بزرگی  در جهت مادی باشد یا معنوی ، و آن در مقابل حقیر است .عظیم پس از علی : زیرا که ظهور علو تنها در بلندی در جهت ظاهری است .عظیم ظهور آن در جهت قوت و نیروی باطنی است. پس ضمیمه شدن بیکدیگر دلالت می کند به اعتلاء ظاهری و باطنی هردو.(تفسیر روشن) بنا این در این آیه عالی ترین برترین و بالاترین ها را که به کلمات و در حد فهم بشر باشد خداوند برای توصیف خود آورده است .ما چه کسی را می توانیم برای راز و نیاز جایگزین پیدا کنیم ؟ چه کسی می تواند حاجات ما را بداند و برآورده کند به جز او ؟پناه می بریم به ذات پاک او از همه شرور عالم  و از او می خواهیم که آنی ما را به خودمان وا نگذارد.
در ضمن تمام روایاتی که در فضیلت آیه الکرسی آمده ، همه نشان می دهد که یک آیه بیش نیست . یعنی آیه الکرسی فقط تا و هو العلی اعظیم است .(مستدرک سفینه البحار ج9ص97)

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

رحمه للعالمین :یاوری خدا

یاوری خدا

 

مردی نزد پیامبر خدا آمد و گفت :یا رسول الله !مرا خاندانیست که چون با آنها می پیوندم ، مرا آزار می دهند ، و می خواهم ترکشان کنم . رسول خدا به اوفرمود :اگر چنین کنی خدا هم شما را ترک گوید و به حال خود رها کند ، آن مرد گفت :می فرمایید چکنم ؟رسول خدا فرمودند :به کسی که تو را محروم کرده ببخش و با کسی که از تو بریده بپیوند ، و از آن که به تو ستم کرده در گذر که چون چنین کنی خدای عز و جل در برابر آنها یاور تو باشد .(کتاب الزهد ص 36 )
کمی فکر کن هنگام دعوا آنکه بد دهنی نمی کند برگ برنده در دستش است . آنکه می بخشد ذهنی آرام دارد آنکه کینه ندارد شاداب و با نشاط است .تو جزء کدام گروه هستی ؟آیا تو سر بلند ، با ذهنی آرام ، با نشاط و برخوردار از یاوری خدا هستی ؟ یا نه غریب، بی پشتوانه خدایی ، مشوش و درهم ریخته؟ چرا؟ کمی فکر کن!

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

زنان و کودکان:بانوی خوشبخت 4

 

 

بانویی خوشبخت

 

حضرت زهرا سلام الله علیها خیلی پدرش را دوست می داشت .او همیشه این دوست داشتن را ابراز می کرد . این را همه می دانستند .او این علاقه را با احترام به ایشان نشان می داد .می دانست احترام به پدر و مادر واجب است و در قرآن مجید بعد از پرستش خداوند آمده (وبالوالدین احسانا سوره انعام) ، اما او که مادر نداشت تمامی عشق بوالدین را به پدر ش که سرآمد بشریت بود هدیه می کرد .هر گاه رسول خدا به مسافرت می رفتند به هنگام برگشت و نزدیک شدن ایشان به مد ینه حضرت زهرا از خانه خارج می شد و به انتظار می نشست . هنگامی که پیامبر و یارانش به شهر نزدیک می شدند او بسوی دروازه شهر حرکت میکرد در حالیکه در فرزند کوچکش حسن و حسین علیهماالسلام همراهش بودند .مردم شهر هم راه می افتادند بطرف ورودی شهر .وقتی این دو گروه بهم می رسیدند حضرت زهرا بسوی ایشان می رفت ، چهره رسول خدا را می بوسید و از شوق گریه می کرد مردان زنان و کودکان ردیف می ایستادند شادی می کردند و به آنها  خوش آمد و خسته نباشید می گفتند و دسته جمعی به شهر بر می گشتند .
از کتاب مستدرک عوالم العالم البحرانی ج11 ص182 نقل از کتاب کشف الغمه

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

حقوق: حق الله 1

 

حقوق امام سجاد ،حق الله

 

فَاما حقُ الله الاکبرُ فَاِنَکَ تَعبُدُهُ لا تُشرکُ بهِ شیئا فَاِذا فَعَلت ذلک بِاِخلاصِ جَعَلَ لَکَ عَلَی نَفسِه اَن یَکفیَک اَمرَ الدُنیا والاخِرَه وَ یَحفَظَ لَکَ ما تُحِبَ مِنها.
واما حق خداوند بزرگ آن است که او را بپرستی و چیزی را شریک او قرار ندهی و اگر از روی اخلاص چنین کنی ،خدا بر خود مقرر کرده کار دنیا و آخرت ترا به عهده گیرد و بسازد .
در آغاز بیان این حق و رسیدن به نتیجه بسیار مهم آن ، یعنی حل و فصل همه کارهای دنیا و آخرت که مطلوب همه انسان هاست ، دو مطلب باید روشن شود ، نخست : کلمه عبادت  دوم :کلمه اخلاص .
عبادت و عبودیت ، درلغت به معنای اظهار ذلت و خضوع ، اطاعت و پرستش معبود است ، واین چند علت دارد : 1 کمال معبود ،هر ناقصی فطرتا در مقابل کمال خاضع است .
2 احسان و انعامی است که از ناحیه معبود نسبت به اوصورت گرفته است .
3 چون موجود ناقص ، بطور کلی برای بدست آوردن منافع و دفع ضرر ، خود را نیازمند به وجود کامل می بیند او را عبادت می کند .
4 چون موجود کامل برتری ، استیلا و سیطره بر موجود ناقص دارد ، به علت ترس از قهر و استیلا ی او که باعث عذاب  و تنبه می شود ، او را اطاعت و پرستش می کند .
انگیزه های عبادت :
طمع : ممکن است به طمع جزا و پاداش انسان عبادت کند .
2 ترس از عقاب: یعنی از تزس جهنم  و عذاب عبادت کند .
3 شکر گزاری : کسی که نه ترسی دارد نه طمعی ، فقط برای تشکر از خداوند عبادت می کند .
بر گرفته از تفسیر رساله حقوق امام سجاد آیه الله یثربی .

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد :طاهات پست چه میگوید ؟

طاها پست چه می گوید

 

بنام خداوند یکتا . با عرض سلام خدمت دوستان ! بهتر دیدیم که شما را با اهداف طاها پست بیشتر آشنا کنیم . قبل از هر چیز باید بگوییم که این سایت وابسته به هیچ حزب ، سازمان ،  گروه و دسته ای نیست .در واقع سایت متعلق به رسول خدا و خاندان مطهر اوست . در این مجموعه سعی شده چهره ی واقعی اسلام که دین زندگی، عشق ،محبت ،عدالت ،لطف و صفاست شناسانده و معرفی شود . آیات الهی توضیح داده شود ، آنهم از منابع صحیح . رفتار بزرگان دین از زیر غبار ها بیرون کشیده شود. آرایه های خرافات ،تعصب ،تنگ نظری از آن ها زدوده شود و چهره حقیقی اسلام به علاقه مندان وبی غرضان نشان داده شود .در این مجموعه به آنهایی که اسلام را دینی خشن میدانند بگوید که در این آیین نه تنها حقوق بشر مراعات شده بلکه حقوق حیوانات وحتی درختان و گیاهان نیز لحاظ شده است. اسلام دین آرامش ، لذت از زندگی ،و بهره برداری صحیح از خوشی های زندگی است،بدون لطمه زدن به حقوق دیگران ،بدون خراب کردن شخصیت انسانی و بدون نادیده گرفتن آرمانهای والا !!
در قسمت رحمه للعالمین لحظات کوتاه اما تامل برانگیز از زندگی سرشار از رافت و محبت رسول خدا با تیز بینی ،نکته سنجی و درایت، هر انسان آزاده ای را به تفکر و تحسین وا میدارد. در خاطرات بر گرفته از حقایق تاریخی ،بانوی خوشبخت ،سرمشق عشق ،مادری ،وهمسری همراه و آگاه ،زیباترین الگو ونمونه برای انسانهای آزاده است . آنها زندگی شیرین هم فراوان داشته اند .تمامی نوشته ها با منابع و مآخذ ذکر شده وسعی شده که مطالب با آدرس آورده شود.دوست داریم که کوتاهی ها و اشتباهات را متذکر شوید تا مقالات بهتری ارائه شود .شما هم میتوانید برایمان مطلب بنویسید تا با نام خودتان آورده شود

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد :ذکر 1

 

سخن سردبیر (ذکر(

 

فاذکرونی اذکرکم واشکروا لی ولا تکفرون .پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم ، و سپس شکر نعمت من را بجای آرید و کفران نعمت نکنید . (بقره 151 .
خیلی مستقیم خداوند رابطه را به تصویر کشیده است .یادم باش یادت باشم .از امام باقر روایت شده است که فرمود :همیشه این چنین است . مادامی که مومن به یاد خدا باشد (اشاره به آیه 23سوره معارج  که می فرماید الذین هم علی صلاتهم دائمون آن ها که همیشه در حال نماز اند و مداومت دارند ) چه ایستاده یا نشسته ،  مانند آن است که در حال نماز است .(تفسیر عیاشی ج1 ص214 )این روایت دلالت دارد بر این که یاد خدا ،خود نماز است . یا این که ذکر ،حقیقت و روح نماز است و نماز قالب آن ، لذا ذکر بزرگتر از نماز است .   آیاتی که بر نهی از خوردن چیز هایی که اسم خدا بر آن ذکر نشده ، اشار ه دارند ، یا به خوردن یا مباح بودن چیز هایی که اسم خدا بر آن ها برده شده امر می کنند ، بر این امر دلالت دارد که یاد خدا همان حلال کننده و مباح کننده اشیاء و افعال است و بدون ذکر هیچ یک از آن دو حلال نمی شود .(تفسیر بیان السعاده).
ذکر عبارت  از حضور معنی یا صورت چیزی در ذهن است . در مقابل ذکر غفلت است .توجه به پروردگار بهترین شکر و سپاس نعمت های اوست . (تفسیر انوار درخشان ). ذکر درجاتی دارد که مهم آن ها ذکر زبانی و ذکر قلبی است .اگر ما در طول روز بیاد این باشیم که کسی ما را نگاه می کند ،حرکات ما ضبط می شود و در واقع در مقابل دور بین هستیم ، قطعا مواظب کارهایمان هستیم. اگر یاد او باشیم کارهایی را که دوست ندارد را انجام نمی دهیم. او که می بیند پس زیبا عمل کنیم . ببینید در مقابل دیگران مخصوصا آنهایی که دوستشان داریم ، سعی می کنیم از ما خطا سر نزند. پس با این حساب ، گناهانمان نشان گر این قضیه است که :یا خدا را دوست نداریم ! یا نا بیناییم و علامت ها و نشانه های او را که تمام اطراف ما را گرفته است را نمی بینیم .(ادامه دارد)

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد : ذکر 2

ذکر    2

 

همان طور که قبلا گفتیم ذکر در مقابل غفلت است .در باره معنی ذکر گفته اند :ذکر با کسر ذال ، حفظ کردن چیزی در خاطر و ذهن است و به معنای اجرای آن به زبان است. به معنای شهرت ، آوازه و شرف استعمال می شود . این دلالت می کند بر این که یاد آوری بنده ، یاد آوری خدا را بدنبال دارد و هیچ شرفی از این بالاتر و شریفتر نیست. (بیان السعاده)    در شماری از اخبار قدسی آمده که "خداوند می فرماید"من همنشین کسی هستم که مرا به یاد آورد و به ذکر بپردازد .(کافی ج2 ص496)       المیزان ج1 ص510 توضیحات گسترده ای در باره ذکر آورده که ما تا حدی که ملال آور نباشد برایتان بازگو می کنیم .این کتاب مثال آورده " سوره کهف آیه 24 ، واذکر ربک .... بیاد آور پروردگارت را هر وقت که فراموش کردی وبگو امید است پروردگارم مرا به رشدی نزدیک تر از این هدایت کند .یا"لئن شکرتم لازیدنکم اگر شکر بگزارید زیادتر بشما می دهیم .(ابراهیم 7)یا..لا تطع  من اغفلنا قلبه عن ذکرنا " کسی راکه ما دلش را از یاد خود غافل کرده ایم اطاعت مکن.(کهف 28)( المیزان ) توجه کنید! در این چند آیه چند مطلب مورد نظر است .-1اگر فراموش کردی بلا فاصله که یادت آمد از خداوند درخواست رشد و هدایت کن ، پس کسی غیر از خدا تو را به رشد نمی رساند .2-شکر خیلی مهم است ، یعنی یاد آوری خدا و اینکه همه چیز ازاوست .3- اگر ذکر می گویی توفیقی از طرف خداست، اگر او نخواهد تورا غفلت می گیرد و یادت می رود که یادش باشی!آن کس که غافل است خدا راهش نداده وبرای او راهی بسوی خدا نیست (البته او خودراه ها را بواسطه گناهان بسته !)از او پیروی نکن .در مراحل بعدی راه پیدا کردن توفیق و مراتب ذکررا را خواهیم آورد .اگر خداوند بما توفیق آن را داد . انشاءالله.ادامه دارد

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد:ذکر 3 \"مراتب ذکر

ذکر(3)(مراتب ذکر

مراتب ذکر . در مبحث قبلی گفتیم که مراتب و توفیق ذکر را بیاوریم . ذکر بر حسب نزدیکی و دوری به غایت ، مراتبی دارد که مهمترین و امهات آنها این چند مرتبه است :1-نخستین مرتبه ذکر ، ذکر زبانی است که جاری کردن اسماء و صفات خداوند است . 2- ذکر قلبی است که ذکر خفی است که مقابل ذکر زبانی است و آنرا ذکر جلی میگویند. 3-ذکر نفسی و آن ذکر یاد شونده در نفس است .بنا براین فرق ذکر قلبی و ذکر نفسی در این است که در ذکر قلبی با این که لب بسته است انسان ذکر بگوید . اما در ذکر نفسی تمامی وجودش یاد خداست .پیامبر فرموده است : اوتیت جوامع الکلام .(مسند احمد ابن حنبل ج2 ص212)به من کلمات جامعی داده شده است .و نقل گردیده که آن کلمات" لا اله الا الله" است.تفسیر بیان السعاده .در کتاب محاسن برقی ج1 ص 39 آمده است :خدای تعالی می فرماید :کسی که مشغول بذکر من باشد و ذکرم اورا از درخواست حاجتش باز دارد ، من باو بهتر از آنچه بخواهد می دهم . خداوند می فرماید :ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون .(اعراف 201)کسانی که وقتی در محاصره وساوس شیطان قرار می گیرند بیاد خدا می افتند در نتیجه بینا می شوند .آیه نشانگر این قضیه است که رهایی از دام شیطان فقط از طریق تقوا امکان پذیر است .ادامه دارد.

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد : ذکر 4

ذکر 4

 

با سلام. در باب بحث ذکر، راجع به توفیق ذکر بایدمی گفتیم . در آیه 201 سوره اعراف آمده است:ان الذین اتقوااذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون .در متن این آیه شرط یاد خدا بودن را ، تقوا ذکر کرده است . این آیه بسیار پر معنا است . معنای آیه این است :کسانی که پرهیز گارند چون وسوسه شیطانی به آنها رسد خدا را یاد می آورند و در دم با بصیرت می شوند .مفسرین در باره "طائف" خیلی بحث کرده اند .سید قطب در کتاب فی ظلال القرآن آورده :این آیه کوچک از حقائق عمیق و قضایای عجیب پرده بر می دارد .او می گوید پایان آیه با جمله "فاذا هم مبصرون "معانی بسیاری را به اول آیه اضافه می کند . آیه این طور می فرماید : وقتی شیطان انسان را مس کند (تماس بگیرد)این تماس باعث کوری بصیرت می شودو دیدگاه قفل می گردد ، اما تقوای خداوند و مراقبت از تقوا و ترس از خدا و ترس از غضب و عقاب او سبب می شود که انسان بیناییش بر گردد .تفسیر لطائف الاشارات این طور توضیح می دهد که :شیطان با متقین ، به هنگام غفلت از ذکر خداوند، تماس می گیرد .اگر مداومت به ذکرالله در قلبش باشد طیف شیطانی او را مس نخواهد کرد . خوب توجه کنید :شیطان به قلبی که در حال شهود است نزدیک نمی شود . یکی از نام های شیطان خنس است . خنس در اصل به معنی انقباض و باز گشت و پنهان شدن است . شیطان را از این جهت "خنس" گویند که هنگامی که نام خدا برده شود منقبض شده خود را مخفی می کند .در حدیث آمده :شیطان پیوسته بندگان خدا را وسوسه می کند و هنگامی که خدا را یاد کنند بر میگرددواز آنها دور می شود .(تفسیر نمونه ج 26 ص 189)مطالب پر معنای دیگری در باره طائف هست که در آینده خواهیم آورد.
انشاالله.

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد : ذکر 5

 

 

ذکر5

بنام خداوند . درادامه بحث ذکر باید بیشتر به کلمه طائف بپردازیم . مفسرین مطالب گوناگونی گفته اند . مفسر روح المعانی عقیده دارد که طائف یعنی طیف یعنی دور می زند وارد نمی شود. المیزان :طائف دور قلب دور می زند . مرحوم علامه اعتقاد دارد که پناه بردن به خداوند خود نوعی تذکر است . خود یک نوع توکل است . تفسیر سور آبادی می گوید :طائف یعنی" رسنده"  مجمع البیان :خطور شیطانی ، نازک تر از خیال . با بررسی تفاسیر و با توجه به اینکه نگارش این کتب در گذشته بوده است و مفسرین با موضوعاتی از قبیل امواج و انرژی ها و مطالبی از این نوع درگیر نبوده اند و با توجه به این نکته که این تماس خود شیطان نیست بلکه طیفی از شیطان است به این نتیجه می رسیم که "طائف ازشیطان یعنی امواج شیطانی ، یعنی امواج باطل ، انرژی منفی و چیز هایی از این قبیل . در این صورت اگر هر با تقوایی شیطان با او تماس بگیرد و او پوششی از ذکر برای خود داشته باشد، این پوشش سبب بینایی او می گردد . امواج باطل را از خود دور می کند و به او آسیبی نمی رسد. نهایت اینکه امواج باطل و انرژی های منفی در همه جا هست همین طور که امواج رحمت الهی و انرژی های مثبت هم هست.ملائکه ای که مومنین را دعا میکنند (سوره غافریا مومن "دو اسم دارد" آیه8-9-10-) اما داستان کاه و کهربا است . با تقواها امواج رحمت را جذب می کنند و بی تقواها انرژی منفی را .حضرت علی علیه السلام می فرماید :امواج بلا با صدقه و دعا رد می شود . اگر دعا مستجاب نشود بهتر از دعا ذخیره می شود . ایشان می فرمایند بلاهایی دفع می شود که اگر آن بلا می رسید طرف هلاک می شد .(نهج البلاغه خطبه 78 و حکمت 146) دعا خود نوعی از ذکر است .از خدا می خواهیم بما تقوی عنایت بفرماید انشاالله.

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621

مقالات آزاد : ذکر 6

ذکر6

با سلام . ذکر مراتبی دارد . 1- الا بذکر الله تطمئن القلوب . (رعد 28) آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد . 2-واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول (اعراف 205) پروردگار خود را بیاد آور ، هم از تضرع و هم از ترس و هم آهسته به زبان. 3- فاذکرواالله کذکرکم او اشد ذکرا (بقره 200)پس بیاد آرید خدا را آن طور که به یاد پدران خود هستید و یا شدید تر از آن . در این آیه ذکر را بوصف شدت توصیف کرده ، و معلوم است که مقصود از آن ذکر باطنی و معنوی است . چون ذکر لفظی شدت و ضعف ندارد. در کتاب عده الداعی از رسول خدا صلیالله علیه و آله روایت آورده که فرمود:خدای سبحان فرموده :اگر بفهمم که اشتغال به من بیشتر اوقات بنده ام را گرفته ،شهوتش را هم بسوی دعا و مناجاتم بر می گردانم و چون چنین شود ،آن گاه که بخواهد سهو کند خودم میان او و این که سهو کند حائل می شوم . چنین افرادی اولیاء حقیقی من هستند . آنها براستی قهرمانند.
1-
کسی که توفیق یاد خدایش داده اند خدا هم بیاد او خواهد بود. فاذکرونی اذکرکم.(بقره 155) 2-کسی که توفیق دعایش داده اند ، اجابت دعا هم داده اند . ادعونی استجب لکم . (غافر10) 3-کسی که مقام شکرش را داده اند ، زیادی نعمت هم داده اند . لئن شکرتم لازیدنکم (ابراهیم 7) 4-کسی که توفیق استغفارش داده اند ، آمرزشش هم داده اند . استغفروا ربکم انه کان غفارا (نوح 10)

 

بیشتر
نویسنده : admin ، -78 فروردين ماه، -621