خوش آمدید
آمار کاربران
نظر شما در مورد سایت؟

خوب
خیلی خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 3
نظرات : 0
نظرسنجی

قیامت 24

قیامت 24 :

خداوند متعال که بحث معاد جسمانی را می آورد و مشرکین که نمی پذیرند ، خدا این گونه پاسخ می دهد : کما بداکم تعودون . اعراف 29 . یعنی همانگونه که شما را خلق کردیم برمی گردانیم و یا : هو اهون علیه // روم 27// یعنی که برگرداندن ساده تر است از اصل خلقت . البته این بیان برای آنها آورده شده که سخت و راحت دارند . اما برای خدای متعال همه ی کارها یک سان است . مجددا در سوره ی یس آیه ی 77 خلقت انسان از نطفه را دلیل بر قدرت خداوند می داند و همین قادر متعال قیامت را بر پا خواهد کرد . در سوره ی فاطر با زنده شدن زمین به وسیله ی باد و ابر و باران را نمونه ای از رستاخیز دانسته است . در سوره ی یس آیه ی 80  مسئله ی رستاخیز انرژیها را مطرح می کند و می فرماید : او کسی است که از درخت سبز برای شما آتش آفرید . در  سوره ی سبا 3 تا 5 خداوند قسم یاد کرده که حتما خواهد آمد و این در جواب کفار است که گفته اند قیامت نخواهد آمد . می فرماید // قل بلی و ربی لتاتینکم // کلمه ی رب به خاطر این است که قیامت از شئونات ربوبیت است و در سوره ی تغابن نیز این سوگند تکرار شده است .   

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 12 بهمن ماه، 1398

شرمنده ایم که تاخیر داشتیم .

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 12 بهمن ماه، 1398

تفسیر سوره ی قدر 6

تفسیر سوره ی قدر 6 :

تنزل الملائکه والروح فیها : المیزان . ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل می شوند در حالی که نزولشان را شروع می کنند و هر امر الهی را صادر می نمایند .

تفسیر نمونه : منظور از روح کیست ؟ بعضی گفته اند جبرئیل امین که روح الامین نیز نامیده شده است . اما اینجا تفسیر دیگری است که از آن نزدیکتر است و آن این که " روح " مخلوق عظیمی است ما فوق فرشتگان چنان که در حدیثی از امام صادق نقل شده است که شخصی پرسید آیا روح همان جبرئیل است ؟ امام پاسخ داد جبرئیل از ملائکه است و روح عظیم تر و بزرگ تر از ملائکه است . من کل امر : این است که فرشتگان برای تقدیر و تعیین سرنوشت ها و آوردن هر خبر و برکتی در آن شب نازل می شوند و هدف از نزول آنها انجام این امور است . 

تفسیر نور : با نزول فرشتگان بر قلب پیامبر و امام معصوم ارتباط زمین با آسمان ، ملک با ملکوت و طبیعت با ماوراء برقرار می شود . روح انواعی دارد . 1- روحی که منشاء شهوات و تمایلات است . 2- روحی که منشاء قدرت و حرکات است . این دو روح مشترک بین انسان و حیوان هستند . 3- روحی که منشاء اختیار و اندیشه است این روح مختص انسان است . 4- روحی که عقل محض و جوهر وجودی فرشتگان را تشکیل می دهد . روحی که برتر از فرشتگان است و شب قدر همراه آنان به زمین نازل می شود همین است که در آیه آمده است . 

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 12 آذر ماه، 1398

ذکر2

ذکر 2 :

از ابن مسعود روایت کرده اند که پیامبر فرمود : کسی را که چهار چیز داده اند چهار چیز دیگر هم داده اند . 1- کسی را که توفیق یاد خدایش داده اند خدا هم به یاد او خواهد بود . چون خدای تعالی می فرماید : فاذکرونی اذکرکم . بیادم باشید تا بیادتان باشم .(بقره 152 )در عین حالی که خدا توفیق می دهد ما هم باید توفیق را در یابیم . هستند کسانی که در معرض توفیق قرار می گیرند اما از آن استفاده نمی کنند . پیامبر فرموده است که در زندگی شما انسان ها گاهی رایحه ها ئی می آید بر شماست که خود را در آن بیفکنید . یعنی توفیق را بیابید و از آن بهره مند شوید . 2- کسی که توفیق دعایش داده اند ، اجابت دعا هم داده اند . چون خداوند می فرماید : ادعونی استجب لکم . (غافر 60 . ) گاهی انسان در طوفان بلا و حمله ی مشکلات قرار می گیرد اما به ذهنش نمی رسد که دعا کند . بعضا خدای ناکرده ممکن است که ناشکری هم بکند . پس توفیق دعا که در سراسر گیتی وجود دارد را نتوانسته است دریافت کند . اما اگر توانستیم به موقعیت دعا کردن برسیم بدانیم که جواب مثبت خداوند در راه است ان شاالله  3- کسی که مقام شکرش داده اند زیادی نعمت هم داده اند چون خدا می فرماید : لئن شکرتم لازیدنکم ابراهیم 7  در باره ی شکر باید به این نکته توجه کرد که کسی که شاکر است جایگاه خود را درک کرده و چنین می داند که ممکن بود همین مقدار کم هم که الان دارم را نمی داشتم . پس شکر خدا که اسمم در لیست است ولو کم . وقتی که شکر می کنیم جایگاه دریافت نعمت را محکم می کنیم و نعمت سرازیر می شود . اصولا وقتی دنبال معدن هستند در ابتدا رگه ها را می بینند وقت زیاد می شکافند تمامی آنجا می شود آنچه که به دنبالش بوده اند . البته شکر پاسداری از نعمت و به جا استفاده کردن آن است .  4- کشیه توفیق استغفارش داده اند ، آمرزشش هم داده اند . استغفروا ربکم ، انه کان غفارا .(نوح 10 ) از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزگار است . وقتی خود می گوید دیگر چه حرفی می ماند ؟ 

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 12 آذر ماه، 1398

لا تحزن

لا تحزن :

بیکاری را با عمل از خودت دور کن . بیکارها در زندگی اهل اراجیف شایعه هستند زیرا ذهن آنها بیکار بر زمین مانده است . خطرناک ترین حالات ذهن زمانی است که صاحبش دست از کار کشیده ( بیکار است ) مانند اتومبیلی است که با سرعت زیاد در حرکت است و به طرف شمال و جنوب می تازد . من به تو نصیحت می کنم که به کار مثمر ثمری بپردازی به جای این حالت رخاء و سستی زیرا این حالت رخوت قاتل است . پزشکان دنیا پنجاه در صد از سعادت را مشغول به کار بودن می دانند . به نانواها ، کشاورزان ! و بناها نگاه کن ،  بالای ساختمان ها مانند گنجشک ها در سعادت و راحتی هستند و تو بر فرش و خواب گاه خودت اشک می ریزی و مضطرب هستی زیرا تو ذهنت را معطل نگه داشته ای و رهایش کردی ذهن هم درگیر موضوعات باطل و منفی می شود و تو را آشفته می کند . 

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 12 آذر ماه، 1398

قیامت 23

قیامت 23 :

آیات مربوط به معاد در قرآن نشان می دهد که علت عمده ی تردید مشرکان و مخالفان این بوده که در امکان چنین چیزی ، تردید داشتند و با تعجب سئوال می کردند آیا این استخوان های پوسیده ی خاک شده بار دیگر لباس حیات و زندگی در بر می کند ؟

هدف معاد : برای آن است که خداوند افرادی را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند به عدالت پاداش دهد بی آنکه کوچکترین اعمال آنها از نظر لطف و مرحمت او مخفی و بی اجر بماند . ( آیه ی 4 سوره ی یونس ) در سوره ی مومنون بحث معاد از سه راه تعقیب شده است . نخست قدرت او در مورد زمین و زمینیان سپس آسمان ها و عرش عظیم . سرانجام قدرت او بر تدبیر و اداره ی عالم آفرینش در آخر آیات مطالب آمده شده بدین طریق است : 1- افلا تذکرون ؟ 2- افلا تتقون ؟ 3- فانی تسحرون ؟ در سوره ی مومنون آیه ی 115 می فرماید : افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون ؟ آیا حساب می کنید که ما شما را عبث و بیهوده خلق کردیم و شما به سوی ما بر نمی گردید ؟ این جمله ی کوتاه و پر معنی یکی از زنده ترین دلائل رستاخیز است و جزای اعمال را بیان می کند . زیرا اگر قیامت و معادی در کار نباشد زندگی دنیا عبث و بیهوده خواهد بود . در آیات بعدی خداوند را برتر از آن می داند که از او کاری بیهوده سربزند . زیرا خداوند جامع صفات کمالیه است و کارش با دلیل . در سوره ی حج با مثال آوردن عالم چنین مردم را در باره ی آخرت بیدار می کند و بعد هم مساله ی رشد و نمو گیاهان بعد از خشک شدن را مطرح می نماید . در سوره ی قیامت دو استدلال جالب در باره ی معاد می کند ، یکی از طریق بیان هدف آفرینش و حکمت خداوند ، دیگری از طریق بیان قدرت او به استناد تحول و تکامل نطفه ی انسان در مراحل مختلف عالم جنین . (آیات 36 و 37 )

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 12 آذر ماه، 1398

ذکر1

ذکر 1 :

ذکر خداوند بالاترین عبادت است . اصلا ذکر یعنی یاد خدا بودن .

تفسیر بیان السعاده : فاذکرونی اذکرکم . یاد آوری بنده یاد آوری خدا را به دنبال دارد .و هیچ شرفی بالاتر از این نیست . در حدیث قدسی آمده است که خداوند می فرماید : من همنشین کسی هستم که مرا به یاد آورد و به ذکر من بپردازد . امام باقر فرموده است : همیشه  این چنین است ، مادامی که مومن به یا خدا باشد ، چه ایستاده و یا چه نشسته مانند آن است که در حال نماز است . ( اشاره به آیه ی 23 سوره ی معرج . الذین علی صلاتهم دائمون ، ( تفسیر عیاشی ج1 ص 214 ) چنان که خداوند می فرماید : صاحبان خرد هستند که در یاد باشند ایستاده و نشسته و خوابیده ، و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند و می گویند پروردگارا این را باطل نیافریده ای ( سوره ی آل عمران 191 ) . این روایات بر این امر دلالت دارد که یاد خدا خود نماز است . یا اینکه ذکر حقیقت و روح نماز است و نماز قالب آن . لذا ذکر بزرگ تر از نماز است . بعد به حدیثی می رسیم که می فرماید : // کل ما الهی عن ذکرالله فهو من ابلیس // هر چیزی که انسان را از یاد خدا باز دارد از شیطان است . ( میزان الحکمه ب 1347 ) 

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 20 مهر ماه، 1398

قیامت 22

قیامت 22 :

بنام خداوند . در سوره ی واقعه مرتب تذکر به قیامت داده می شود . 1- ما شما را خلق کردیم چرا آفرینش مجدد را تصدیق نمی کنید ؟  2- خلقت شما از نطفه است . 3- تقدیر مرگ برای انسان ها به واسطه ی خدا قرار گرفته است 4- شما که نشئه ی اولی را دیدید چطور نشئه ی دیگر را نمی پذیرید ؟

داستان مامون عبرت انگیز است . و این که به دنیا نمی شود اعتماد کرد و مرگ بای همه است . مامون دستور داد در جای با صفائی بر روی رودی یا نهری پلی زدند . و بر آن چادر بر پا کردند . چشمش به ماهی نقره ای افتاد . دستور داد آن را گرفتند و نزد مامون آوردند . ماهی تکانی خورد . از دست خدمت کار بیرون پرید و در آب افتاد . مختصر آبی بر سینه و گلو و شانه های مامون پاشید و لباسش تر شد . خدمت کار بار دیگر پائین رفت و ماهی را گرفت و در مقابل مامون در دستمالی گذاشت . در حالی که ماهی تکان می خورد . مامون گفت الان باید آنرا سرخ و آماده کنید . اما لرزه بر اندامش افتاد و لحافهای متعددی بر او انداختند . آتش افروختند ماهی را سرخ کردند اما او حتی نتوانست آنرا بچشد . از بدنش عرقی لزج و چسبناک مثل روغن تراوش می کرد . اطباء در مداوای او در ماندند . گفت مرا بالای بلندی ببرید تا لشکرم را بررسی کنم . از بالا نگاهی به چادرها و تاریکی شب و آتش افروخته شده افکند و گفت : یا من لایزول ملکه ارحم من قد زال ملکه . و بعد از مدتی مرد . یا آبا چشمه مسموم بود یا ماهی ترشحات مسموم داشت . هر چه بود که حکومتی با آن عظمت در لحظاتی چند فرو ریخت و قهرمان میدان های بزرگ نبرد در برابر مرگ زانو زد .  

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 20 مهر ماه، 1398

لا تحزن

لا تحزن :

همانا بیشتر آنچه که مردم از آن می ترسند واقع نمی شود . اوهام در ذهن ها بیشتر از حوادث در واقعیت است . اندوه غائب را برنمی گرداند . ترس و اضطراب آینده را اصلاح نمی کند . افسردگی رستگاری نمی آورد . بلکه نفس آرام و قلب راضی بالهای سعادت هستند . خورشید برای تو خلق شد ! در نورش غرق شو ! بادها برای تو می وزند از آن بهره گیر . نهرها برای تست از آبش لذت ببر . میوه ها را خدا برای تو آفریده ، نوش جان . 

مسجد ، بازار آخرت است . کتاب ، دوست عمر است . عمل ، انیس و مونس در قبر است . خوش اخلاقی تاج شرف بر سر تست . کرَم زیباترین لباس است . بر حذر باش از این که نوشته های بی دینان را بخوانی زیرا در آن ها پلیدی است که قلب را می میراند و ناپاکی است کخ درون را آلوده می کند . و بهتر از وحی (قرآن) برای تو نیست . روحت را پاک ، دردت را شفا می دهد . کسی که در خانه اش خوشبخت نیست ، هیچ جا خوشبخت نیست . و بدان که مناسب ترین مکان برای آرامش نفس و فارغ البالی و دوری از تکلف خانه ی تست . 

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 20 مهر ماه، 1398

پلکان خوشبختی 9

پلکان خوشبختی 9 :

دل آدمی هرگز از فکر و خیال خالی نمی باشد . بلکه پسوسته محل عبور و ورود خیالت و افکار می باشد . در عین حالی که گاهی ما متوجه ورود آنها نمی شویم . در این حالت ، دل مانند نشانه ایست که از اطراف تیرها یه طرفش پرتاب می شود . پس دل لطیفه ایست از لطائف الهی که دائم میدان تاخت و تاز خیالات و افکار است تا انسان از این دنیا برود . چون هر فکر و خیالی را ، سبب و منشائی هست . پس منشاء خیالات باطله ، شیطان ، و منشاء خطورات پسندیده و افکار حسنه ملائکه است .

پیامبر گرامی اسلام فرموده است : فی القلب لمتان ، لمه من الملک ایعاد بالخیر و تصدیق بالحق . و لمه من الشیطان ایعاد بالشر و تکذیب بالحق . یعنی در دل آدمی دو نوع از افکار وارد می شود یکی از جانب ملک و آن افکاریست که مشتمل است بر عزم بر امور خیر و اراده آنها و تصدیق امور حقه و واقعی . دیگری از جانب شیطان و آن خطوریست که متضمن عزم بر امور شر و تکذیب امور حقه است .

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 20 مهر ماه، 1398

تفسیر سوره ی قدر 5

 

 

در حديثى طولانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم كه حضرت موسى عليه السلام به خدا عرض كرد:

خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قربى لمن استيقظ ليلة القدر»، قرب من، در بيدارى‏

شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر»، رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.

گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مى‏خواهم. پاسخ آمد: «ذلك لمن تصدق بصدقة ليلة القدر»، رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.

عرض كرد: خدايا بهشت و نعمت‏هاى آن را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «ذلك لمن سبح تسبيحة فى ليلة القدر»، دستيابى به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر»، رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پايان گفت: خدايا رضاى تو را مى‏طلبم. پاسخ آمد: «رضاى لمن صلى ركعتين فى ليلة القدر»، كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.[1]

از وقايع عجيب تاريخى، ضربت خوردن حضرت على عليه السلام در شب قدر، در محراب عبادت و به هنگام نماز است. آرى، اشرف خلق خدا، در اشرف مكان‏ها و اشرف زمان‏ها، در اشرف حالات، شهيد شد.

شب جايگاه ويژه‏اى در مسائل معنوى دارد كه به چند مورد اشاره مى‏كنيم:

خداوند براى اهداى تورات، حضرت موسى را به مناجات شبانه فراخواند:«أَرْبَعِينَ لَيْلَةً»[2]*

قرآن، زمان مناسب براى استغفار را، هنگام سحر مى‏داند:«وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»[3]

عروج پيامبر به آسمان، به هنگام شب بود.«أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ»[4]

پيامبر مأمور بود كه مناجات و عبادات شبانه داشته باشد.«وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ»[5]،«قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا[6]

خداوند از عابدان در شب ستايش مى‏كند.«يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ»[7] و به تسبيح در

تفسير نور، ج‏10، ص: 547

شب سفارش مى‏كند.«وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا»[8]

خداوند در قرآن، به زمان طلوع فجر و هنگام عصر يك بار سوگند ياد كرده است ولى به هنگام سحر سه بار.«وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ»[9]،«وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ»[10]،«وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ»[11]

طول شب قدر، يك شب كامل كره زمين است كه 24 ساعت مى‏شود، نه آنكه مخصوصِ مكان خاصّى همچون مكّه و آن هم به ميزان 8 ساعت شب آن منطقه باشد. چنانكه مراد از روز عيد فطر، يك روز كامل كره زمين است كه شامل همه نقاط و مناطق مى‏شود.

تقارن شب تقدير بشر با شب نزول قرآن، شايد رمز آن باشد كه سرنوشت بشر، وابسته به قرآن است. اگر پيرو قرآن باشد، سعادت و رستگارى و اگر دور از قرآن باشد، شقاوت و بدبختى براى او رقم مى‏خورد.

ابوذر مى‏گويد: به رسول خدا عرضه داشتم آيا شب قدر در عهد انبيا بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و پس از آنكه از دنيا مى‏رفتند، نزول امر در آن شب تعطيل مى‏شده است؟ حضرت فرمودند: شب قدر تا قيامت هست.[12]

شايد رمز اينكه شب قدر مخفى است، آن باشد كه مردم شب‏هاى متعدّد را به عبادت بپردازند، كسانى كه يك شبِ آنرا درك كردند مغرور نشوند و كسانى كه آنرا درك نكردند، از باقى شب‏ها مأيوس نشوند.

در روايات آمده است: «العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر»[13] كار نيك در شب قدر، بهتر از كار نيك در هزار ماه بدون شب قدر است.

پایان تفسیر نور .

 

بیشتر
نویسنده : admin شنبه، 20 مهر ماه، 1398

کربلاء 1

کربلاء 1 :

بسم الله الرحمن الرحیم :

ما اهل کوفه نیستیم : این کلام  یا جمله  نشان از بیزاری و نفرت از مردمان شهریست که نامه نوشتند ولی بر گفتارشان پایدار نبودند . در نامه نوشتند که بهار است و درختان گل و شکوفه کرده است . و ما طالب امام هستیم بیا و ما را هدایت کن . در پایان نامه چهارصد نفر آن را امضاء کردند و فرستادند . اما وقتی سفیر حسین بن علی علیهماالسلام به آنجا رسید بعد از نماز مغرب در کوفه تنها ماند درها برویش بسته شد و خیل دشمن بسویش سرازیر . راستی چرا ؟ اینها که بودند ؟ چه شخصیتی داشتند ؟ حضرت علی علیه السلام در خطبه ی قاصعه بر بالای شتر آنها را مخاطب قرار می دهد و آنها را در گیر شیطان می خواند . حتی عمر بهنگام خلافتش می گوید که شیطان در میان آنها تخم گذاری کرده است . کوفیان کی بودند ؟ اگر مایلید سری می زنیم به کتاب معروف تاریخ طبری جلد پنجم حدود صفحا ت هزار و هشتصد و چهل به بعد . سعد ابی وقاص که فرمانده ی سپاه است و لشگریانش در جنگی در منطقه ی جلولاء بر ایرانیان پیروز شدند. اما بعد دچار بیماری می شوند پشه فراوان است و همه درگیر مشکلات . او به عمر که خلیفه است نامه می نویسد که چه کنیم ؟ عمر دستور می دهد که بروند دنبال مکانی مناسب . و آن جا را شهرکی بسازند تا این لشگریان که از اقوام مختلف عرب هستند جای گیرند . سعد دو نفر به نام سلمان و حذیفه فرستاد تا جائی برای سکونت این اقوام پیدا کنند . سلمان به طرف شهر انبار رفت و از غرب فرات عبور کرد و جائی را نپسندید تا به کوفه رسید . حذیفه نیز از مشرق فرات رفت و جائی را نپسندید تا به کوفه رسید که ریگزاری بود با شنهای سرخ و آنجا را // سهله // می گفتند . و هر جا که ریگ و شن در هم آمیخته باشد را // کوفه // نامند . در آن جا سه دیر بود ( محل عبادت مسیحیان ) دیر خرقه دیر ام عمرو و دیر سلسله . در بین آنها هم خانه هائی از نی بود . ( افراد کمی آنجا سکونت داشتند شهر که نه ، حتی حالت روستا را هم نداشت .) محل را پسندیدند و فرود آمدند . ( ادامه دارد ).

بیشتر
نویسنده : admin سه شنبه، 5 شهريور ماه، 1398

پلکان خوشبختی 8

پلکان خوشبختی 8 :

حکمت عبارت است از علم به حقیقت اشیاء . شکی نیست که صفت علم افضل اوصاف کمال برای نفس است . بلکه بالاترین صفات ربوبیت است . و انسان به واسطه ی علم به جوار رب العالمین مشرف می شود . به واسطه ی علم ، انسان داخل ملائکه ی مقربین می شود . علم ، حیات ابدی برای انسان و سعادت دائمی و ماندگار است .همه ی ادیان متفق القولند که بدون معرفت و علم محرم حرم انس پروردگار نتوان شد و بدون علم به مقام قرب خداوند نمی توان رسید . در حکمت مشخص است که هر چه علم بیشتر شود به تجرد نزدیک تر می شود و قطعا مرتبه ی تجرد بالاترین مرتبه برای انسان است . زیرا که به واسطه ی تجرد شباهت به اهل " عالم ملکوت " و " و موافقت " با " ساکنین عالم جبروت" پیدا می کنند . ( پس تا به تجرد نرسیم نمی توانیم با اهل عالم ملکوت ارتباط برقرار کنیم . یعنی با تجرد است که می توانیم داخل جمع ملائکه ی مقرب شویم ) از جمله ی علوم ، معرفت خداوند سبحانه است که سبب ایجاد عالم بالا و پایین است . . در حدیث قدسی آمده است " کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف " یعنی گنجی بودم پنهان ، خواستم که شناخته شوم پس مخلوقات را خلق کردم تا من را بشناسند . علم فی نفسه لذت بخش است و سروری که برای اهل معرفت ایجاد می شود برای هیچ کس غیر از علم این گونه ایجاد نمی شود . و لذتی که از فهمیدن میئله ای از مسائل علمیه به دست می آید از دیگر لذات حسمی حاصل نمی شود .

بیشتر
نویسنده : admin دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1398

تفسیر سوره ی قدر 4

تفسیر سوره ی قدر :

نكته‏ ها:

كلمه «قدر» در قرآن، در چند معنا به كار رفته است:

الف) مقام و منزلت. چنانكه مى‏فرمايد:«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ»[1]* آن گونه كه بايد، مقام و منزلت الهى را نشناختند.

ب) تقدير و سرنوشت. چنانكه مى‏فرمايد:«جِئْتَ عَلى‏ قَدَرٍ يا مُوسى‏»[2] اى موسى تو بنا بر تقدير (الهى به اين مكان مقدّس) آمده‏ اى.

______________________________
(1). وسائل الشيعه، ج 10، ص 360.

(2). انعام، 91.

(3). طه، 40.

تفسير نور، ج‏10، ص: 545

ج) تنگى و سختى. چنانكه مى‏فرمايد:وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ‏ ...[3] كسى كه رزق و روزى بر او تنگ و سخت شود ...

دو معناى اول در مورد«لَيْلَةِ الْقَدْرِ» مناسب است، زيرا شب قدر، هم شب با منزلتى است و هم شب تقدير و سرنوشت است.

هستى، حساب و كتاب و قدر و اندازه دارد.«وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[4] هيچ چيز نيست مگر آنكه خزانه آن نزد ماست و جز به مقدار تعيين شده فرونمى‏فرستيم. حتّى مقدار نزول باران از آسمان حساب شده است.«وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ»[5] نه تنها باران، بلكه هر چيز نزد او اندازه دارد.«وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ»[6] چنانكه خورشيد و ماه، از نظر حجم و وزن و حركت و مدار آن حساب و كتاب دقيق دارد. و«الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ»[7]

خداوند در شب قدر، امور يك سال را تقدير مى‏كند، چنانكه قرآن در جايى ديگر مى‏فرمايد:

«فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ»[8] در آن شب، هر امر مهمّى، تعيين و تقدير مى‏شود. بنابراين، شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و عصر پيامبر نيست، بلكه در هر رمضان، شب قدرى هست كه امور سال آينده تا شب قدر بعدى، اندازه‏گيرى و مقدّر مى‏شود.

بيدار بودن شب قدر و احياى آن با دعا و نماز و قرآن، مورد سفارش پيامبر و اهل بيت آن حضرت بوده است و در ميان سه شب، بر شب بيست و سوم تأكيد بيشترى داشته‏اند.

چنانكه شخصى از پيامبر پرسيد: منزل ما از مدينه دور است، يك شب را معيّن كن تا به شهر بيايم. حضرت فرمود: شب بيست و سوم به مدينه داخل شو.[9]

امام صادق عليه السلام در حالى كه بيمار بودند، خواستند كه شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند[10] و حضرت زهرا عليها السلام در اين شب، با پاشيدن آب به صورت بچه‏ها، مانع خواب آنها مى‏شدند.[11]

در روايات آمده است كه دهه آخر ماه رمضان، پيامبر بستر خواب خود را جمع نموده و ده شب را احيا مى‏داشت.[12]

 


 

 


 


 

بیشتر
نویسنده : admin دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1398

لا تحزن

لا تحزن :

ذکر همیشگی تو / یا ذاالجلال والاکرام باشد / زیاد بگو و بر آن مداومت داشته باش ، و مثل این ذکر و بزرگتر از آن / یا حی یا قیوم / است . و گفته شده / یا حی یا قیوم / اسم اعظم است . نامی است که هر گاه صدا بزنی جواب می دهد . و هر گاه با این نام از او بخواهی عظا می کند . پس هیچ راهی نیست جز این که صدا بزنی و ندا کنی واستغاثه کنی و بر آن مداومت داشته باشی ، تا موفق شوی و پیروزی ببینی . / اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم / برای مسلمان سه روز است که گوئیا عید است . 1- روزی که واجبات (نماز ) را به جماعت ادا کند و از معاصی سالم و پاک باشد . 2- روزی که از گناهان توبه کند و لباس گناه را از بدن بیرون ککند . / ثم تاب علیهم لیتوبوا / 3- روزی که پروردگار را ملاقات کند در حالی که عمر را با اعمال خوب زیبا به پایان رسانیده است . / من احب لقاءالله احب الله لقاءه / کسی که ملاقات خدا را دوست دارد خدا هم دوست دارد ملاقات او را . و این در حالتی است که گاهی خداوند به گنهکار می فرماید / اخسئوا / یعنی دور شو . نویشنده ی کتاب لا تحزن می گوید : کتاب سیر اعلام النبلاء را ذهبی آن را نوشته است من در این کتاب دو حقیقت مهم را یافتم . 1- اگر کسی به غیر خدا وابسته باشد از مال یا فرزند یا منصب یا حرفه ، خداوند او را به همان چیز واگذار می کند و آن چیز سبب بدبختی عذاب و ناراحتی اش خواهد بود . 2- کسی که به خداوند وابسته باشد و برای او عمل داشته باشد خداوند او را عزت ، رفعت ، و شرف می دهد . بدون نسب و منصب و اهل و مال و عشیره مثل : بلال و اذان سلمان و آخرت . 

بیشتر
نویسنده : admin دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1398